««راهــــــــــــ شـــــــــیـــعــــه»»

فعالیت های فرهنگی و مذهبی
مشخصات بلاگ
««راهــــــــــــ شـــــــــیـــعــــه»»

اینجا یک رسانه برای اشاعه فرهنگ غنی تشیع است.
راه شیعه یعنی راه سرخ اباعبدالله الحسین(ع)
یعنی شهادت

الکسا

مقتدر مظلوم :: نوای وبلاگ

کد موزیک آنلاین برای وبگاه
پیوندها

۲ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

شخصی از بزرگان هند به قصد مجاورت کربلای معلّی به این شهر آمد و مدت شش ماه در آنجا ساکن شد و در این مدت داخل حرم مطهر نشده بود و هر وقت زیارت حضرت امام حسین علیه السلام را اراده می‌کرد، بر بام منزل خود رفته، به آن حضرت سلام می کرد و او را زیارت می‌نمود؛ تا این که سرگذشت او را به «سید مرتضی»که از بزرگان آن عصر و مرسوم به «نقیب الاشراف» بود رساندند.

سید مرتضی به منزل او رفت و در این خصوص او را سرزنش نمود و گفت: «از آداب زیارت در مذهب اهل‌بیت علیه السلام این است که داخل حرم شوی و عقبه و ضریح را ببوسی. این روشی را که تو داری، برای کسانی است که در شهرهای دور می‌باشند و دستشان به حرم مطهر نمی‌رسد.»

آن مرد چون این سخن را شنید گفت: «ای نقیب الاشرف» از مال دنیا هر چه بخواهی از من بگیر و مرا از رفتن معذور دار.

هنگامی که سید مرتضی سخن او را شنید بسیار ناراحت شد و گفت: «من که برای مال دنیا این سخن را نگفتم؛ بلکه این روش را بدعت و زشت می‌دانم و نهی از منکر واجب است.»

وقتی آن مرد این سخن را شنید، آه سردی از جگر پر دردش کشید. سپس از جا برخاست و غسل زیارت کرد و بهترین لباسش را پوشید و پا برهنه و با وقار از خانه خارج شد و با خشوع و خضوع تمام، نالان و گریان متوجه حرم حسینی گردید تا این که به در صحن مطهر رسید .

نخست سجده شکر کرد و عتبه صحن شریف را بوسید. سپس برخاست و لرزان، مانند جوجه گنجشکی که آن را در هوای سرد در آب انداخته باشند، بر خود می‌لرزید و با رنگ و روی زرد، همانند کسی که یک سوم روحش خارج گشته باشد، حرکت می‌کرد تا این که وارد کفش کن شد. دوباره سجده شکر به جا آورد و زمین را بوسید و برخاست و مانند کسی که در حال احتضار باشد داخل ایوان مقدس گردید و با سختی تمام خود را به در رواق رسانید.

چون چشمش به قبر مطهر افتاد، نفسی اندوهناک بر آورد و مانند زن بچه مرده، ناله جانسوزی کشید. سپس به آوازی دلگداز گفت: «اَهَذا مَصرَعِ سیدُالشهداء؟ اَهَذا مَقتَلُ سیدُالشهداء؟ ؛ آیا اینجا جای افتادن امام حسین علیه السلام است؟ آیا اینجا جای کشته شدن حضرت سیدالشهداء است؟»

پس فریاد کشید و نقش زمین شد و جان به جان آفرین تسلیم نمود و به شهیدان راه حق پیوست.»

منبع:

داستان‌های علوی، ج4، ص210/ دارالسلام عراقی، ص301.

  • رضا نعمتی ««راهـــــ شـــیـــعــــه»»

 

سکوت پر بار و سنگین حکمفرماست؛مثل اینکه گوشهایم منتظر شنیدن صداهایی است؛آری صداهایی می شنوم، صداهایی که از درون دل دشتها و تپه های کوچک بلند می شوند.آسمان هم زمزمه می کند آنچه را که شنیده است.

نداهای زیبایی که از فریاد رسای پروانه های بی پروا بلند می شود،نداهایی از کلام حق و نامهای آشنا و اعظم ...

صدایی آشنا که مرا به خود می خواند.صدای لطیف و مهربان آبهایی که با شنای عاشق حق در گوش انسان اطراق می کند.عاشقی که در دریاها و بیشه زارهای معرکه به دنبال رد پای عشق می گردد و دوباره با آن حسرت همیشگی خود را در آب پاک و بی ریا غوطه ور می سازد تا بلکه نوری از معشوق دریابد،آبها نیز او را در آغوش خویش می فشارند،ولی دیگر دلتنگ می شود که او از وجودش بیرون رود و این بار طور دیگری او را در آغوش خویش می کشند.تیک تاک ساعت لحظه های سکوت را یادآور میسازد

و نگاهم به خاطرات و نوشته های شهید غواص گره می خورد .  

شهید جواد فلاح  خطیب از شهدای گرانقدر عملیات کربلای 5 می باشد که برگی کوتاه از زندگی او رادر ادامه مطلب ورق خواهیم زد.

  • رضا نعمتی ««راهـــــ شـــیـــعــــه»»