««راهــــــــــــ شـــــــــیـــعــــه»»

فعالیت های فرهنگی و مذهبی
مشخصات بلاگ
««راهــــــــــــ شـــــــــیـــعــــه»»

اینجا یک رسانه برای اشاعه فرهنگ غنی تشیع است.
راه شیعه یعنی راه سرخ اباعبدالله الحسین(ع)
یعنی شهادت

الکسا

مقتدر مظلوم :: نوای وبلاگ

کد موزیک آنلاین برای وبگاه
پیوندها

معجزات و کرامات امام حسین (ع)

شنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۶:۴۲ ب.ظ


معجزات و کرامات امام حسین (ع)


 


نورانیت امام حسین (ع) در رحم حضرت زهرا(س )


حضرت زهرا(س ) مى فرماید: وقتى به چهار ماهگى رسید خداوند او را در وحشت انیس من قرار داد، در جایگاه عبادت با من بود، وقتى به شش ماه رسید در شب تاریک ، نیازى به چراغى نداشتم از نور حسین (ع) استفاده مى کردم تا این که فرمود:
وجعلت اسمع اذا خلوت بنفسى فى مصلاى التسبیح و التقدیس فى باطنى .
هنگامى که در جایگاه نماز با خودم خلوت مى کردم صداى سبحان الله را از رحم خود مى شنیدم


درخشندگى ویژه امام حسین (ع)


فاطمه (س ) مى فرماید: درخشش نور امام حسین (ع) به گونه اى بود که در هنگام حمل وى ، پیامبر (ص) به من مى فرمود: ... فانى اءرى فى مقدم وجهک ضوءا و نورا و ذلک انک ستلدین حجه لهذا الحق دخترم ! من در پیشانى تو درخشندگى و نورانیت ویژه اى مى بینم و این نور نشانگر آن است که به زودى حجت خدا بر این مردم را به دنیا خواهى آورد.))
پرتو نور حسین (ع) به صورتى بود که مادرش (ع) مى گفت : ((در شب هاى تار به چراغ نیاز نداشتم .))


نامگذارى حسین (ع) توسط خداوند


هنگامى که حضرت امام حسین (ع) متولد شد، حضرت رسول (ص) به اسماء فرمود: ((اى اسماء! فرزند من را بیاور.))
اسماء مى گوید: ((آن حضرت را در جامه سفیدى پیچیده و به خدمت پیامبر (ص) بردم .
حضرت او گرفت و در دامن خود گذاشت و در گوش راست او اذن و در گوش چپش اقامه گفت .))
سپس جبرییل نازل شد و گفت : ((حق تعالى به تو سلام مى رساند و مى فرماید: چون على (ع) نسبت به تو به منزله هارون نسبت به موسى (ع) است پس او را به اسم پسر کوچک هارون یعنى ((شبیر)) نام بگذار و چون لغت تو عربى است او را حسین (ع) بنام .))


آرام کردن حسین توسط جبرییل


 
ابن شهر آشوب در مناقب گوید که در حدیث آمده است که : روزى جبرییل فرود آمد و فاطمه (س ) خوابیده بود. حضرت حسین (ع) بیدار شد و به عادت اطفال بى تابى مى کرد، پس جبرییل بنشست و او را از گریه بازداشت تا مادرش بیدار شد و رسول خدا (ص) فاطمه را از این آگاه کنید.
سید بحرانى در ((مدینه المعاجز)) روایت مى کند از شرحبیل بن ابى عوف که گفت : ((وقتى حسین (ع) متولد شد فرشته اى از فرشتگان فردوس اعلى فرود آمد و به دریاى اعظم رفت و در اقطار آسمان ها و زمین فریاد زد: ((اى بندگان خدا! جامه هاى حزن بپوشید و اظهار غم و اندوه کنید که جوجه محمد (ص) مذبوح و مظلوم است .))


لباس بهشتى


ام سلمه همسر پیامبر اکرم (ص) مى گوید: پیامبر (ص) را دیدم که لباس ‍ مخصوص که در دنیا نظیرش را ندیده بودم ، بر حسین (ع) مى پوشاند. من در مورد آن لباس از پیامبر (ص) سوال کردم . آن حضرت فرمود: ((این هدیه خداوند به حسین (ع) است و من آن را بر اندامش مى پوشانم .))
هم چنین در روایت آمده است که : ((گاهى امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در دوران کودکى ، در شب عید، لباس جدیدى مى خواستند که از جانب خداوند متعالى به وسیله ملکى از ملایکه ، به آنها هدیه مى شد و حضرت فاطمه (س ) بر آنها مى پوشاند.))


طعام و لباس هاى بهشتى



امام حسین (ع) هرگاه اراده مى فرمود: میوه هاى گوناگون و نعمت هاى جاودانه بهشت هدیه مى شد از آن جمله : خرما، گلابى ، سیب و نیز هر غذایى که از بهشت به پیامبر و على و فاطمه و حسن (ع) هدیه شد، بیشتر به خواست آن حضرت یا به خاطر او بود.
خوردن شیر از دست پیامبر (ص)
در روایت مناقب ابن شهر آشوب که از طریق اهل سنت نقل کرده ، آمده است که وقتى حسین (ع) به دنیا آمد، مادرش فاطمه (س ) بیمار گردید. و شیرش خشک شد، و رسول خدا((ص) براى فرزندش حسین (ع) دایه اى جستجو کرد، ولى پیدا نشد. و از این رو حسین را به نزد رسول خدا (ص) مى آوردند و آن حضرت انگشت ابهام خود را در دهان آن کودک مى گذارد و او مى مکید و خداى تعالى در ابهام آن حضرت انگشت ابهام خود را در دهان آن کودک قرار داده بود.
در روایت دیگرى است که رسول خدا (ص) به وسیله دهان خود این کار را مى کرد و همان گونه که پرندگان از راه دهان به بچه هاى خود غذا مى دهند، آن حضرت به آن کودک غذا مى داد و این ماجرا چهل شبانه روز طول کشید و سبب شد که گوشت آن فرزند از گوشت رسول خدا (ص) روییده شود
سرور جوانان بهشت
 
حذیفه گوید: پیامبر (ص) به من فرمود: ((این شخصى را که به من برخورد دیدى ؟))
عرض کردم : آرى اى رسول خدا!
فرمود: ((او فرشته اى است که پیش از این ساعت به زمین نیامده بود، از خداوند اجازه خواسته که (به زمین فرود آید و) بر على سلام دهد و خداوند او را اجازه فرموده ، او آمد و سلام داد، و نیز به من بشارت داد که حسن و حسین دو سرور جوانان بهشتى هستند، و فاطمه خاتون زنان بهشتى است .))


پود پیراهن از پر جبرییل


در جلاء العیون آمده است : ام سلمه گفت : دیدم روزى حضرت رسالت (ص) حله اى به فرزند خود حسین (ع) مى پوشانید که به جامه هاى دنیا شباهت نداشت .
گفتم : یا رسول الله ! این چه جامه است که به جامه هاى دنیا نمى ماند؟
حضرت فرمود: ((این هدیه است که پروردگار من براى حسین (ع) فرستاده است و پودش از پرهاى بال جبرییل است ؛ چون امروز روز عید است این جامه را بر او مى پوشانم .))


بر آوردن حوایج



امام حسین علیه السلام پیرامون رفع حوایج مردم و برآوردن نیاز نیازمندان و عدم ردکردن ایشان مى فرماید.
صاحب الحاجه لم یکرم وجهه عن سئوالک فاکرم وجهک عن رده . یعنى ؛ کسى که از تو حاجتى خواسته است ، آبروى خود را با درخواست از تو ریخته است (و به تو روى زده است ) پس تو دیگر با رد کردن او آبروى خود را نریز...))


اداى دین اسامه


وقتى که اسامه بن زید سخت بیمار شد و به بستر مرگ افتاد، حضرت امام حسین (ع) به محض اطلاع از این امر، به عیادت او شتافت و او را در بستر بیمارى بسیار اندوهناک دید.
حضرت به او فرمود: ((اداى قرض تو به عهده من .))
اسامه عرض کرد: مى ترسم قبل از پرداخت دین و بدهکارى خود بمیرم .
حضرت فرمود: ((یقین داشته باش که پیش از مرگ تو قرض و بدهکاریت را مى پردازم .))
پس امام حسین (ع) به عهد خود وفا کرده و قبل از مرگ اسامه ، تمام قرض ‍ او را پرداخت و آنگاه این کلمات را بیان فرمودند:
شر خصال الملوک الجبن من الاعداء و القسوه على الضعفاء و البخل عند الاعطاء از صفات زشت و ناستوده پادشاهان این است که از دشمن بترسند و نسبت به ضعیفان و بیچارگان قساوت و سنگدلى داشته و به هنگام بذل و بخشش بخیل و لئیم باشند.))

ایمان یهودى


ابن شهر آشوب روایت کرده است که حضرت امام حسین علیه السلام فرمود: ((بهترین اعمال بعد از نماز داخل کردن سرور در قلب مؤ من است بر وجهى که متضمن گناهى نباشد.))
به درستى که من دیدم روزى غلامى با سگى طعام مى خورد من از سبب آن پرسیدم گفت : یا بن رسول الله ! من مغمومم مى خواهم او را شاد گردانم ، شاید شادى او موجب شادى من گردد؛ زیرا که مالکى دارم یهودى و مى خواهم از دست او نجات یابم .
حضرت چون این سخن را از غلام شنید رفت به نزد آن یهودى که مالک او بود و فرمود: ((دویست دینار طلا مى دهم که غلام خود را به من بفروشى .))
یهودى گفت : من غلام را فداى گام هاى تو کردم که برداشته اى و به خانه من آمده اى و این بستان را نیز با او مى دهم و مال را به تو پس ‍ مى دهم .
حضرت فرمود: ((مال را به تو بخشیدم .))
یهودى گفت : قبول کردم و به غلام بخشیدم .
حضرت فرمود: ((غلام را آزاد کردم و مال ها را به او بخشیدم .))
زن یهودى گفت : من مسلمان شدم و مهر خود را به شوهرم بخشیدم .
یهودى گفت : من نیز مسلمان شدم و این خانه را به زن خود بخشیدم .


سخاوت و بزرگوارى امام حسین (ع)

 


 


مردى از مسلمین مدینه به شخصى مقروض شد و نتوانست قرض خود را ادا کند، از طرفى طلبکار اصرار
داشت که او قرضش را بپردازد.
آن مرد براى چاره جویى به حضور امام حسین علیه السلام آمد، هنوز سخنى نگفته بود، امام حسین (ع) دریافت که او براى حاجتى آمده است (براى این که آبروى او حفظ شود) به او فرمود: ((آبروى خود را از سوال رویاروى نگهدار، نیاز خود را در نامه اى بنویس ، که به خواست خدا آن چه تو را شاد کند به تو خواهم داد.))
او در نامه اى نوشت : ((اى اباعبدالله ! فلان کس پانصد دینار از من طلب دارد و اصرار دارد که طلبش را بگیرد، لطفا با او صحبت کن که تا وقتى که پولدار شوم ، به من مهلت دهد.))
امام حسین (ع) پس از خواندن نامه او به منزل خود رفت و کیسه اى محتوى هزار دینار آورد و به او داد و فرمود:
((با پانصد دینار این پول ، بدهکارى خود را بپرداز و پانصد دینار دیگر، به زندگى خود سر و سامان بده و جز در نزد سه نفر به هیچ کس حاجت خود را مگو:
1 - دین دار، که دین نگهبان او است ، 2 - جوانمرد که به خاطر جوانمردى حیا مى کند، 3 - صاحب اصالت خانوادگى که مى داند تو به خاطر نیازت دوست ندارى آبروى خود را از دست بدهى . او شخصیت تو را حفظ مى کند و حاجتت را روا مى سازد.))


فلسفه روزه

روزى از آن حضرت سوال شد: چرا خداوند روزه را بر بندگانش واجب کرده است ؟
امام حسین علیه السلام فرمودند: ((براى این که ثروتمندان طعم گرسنگى را بچشند و نسبت به فقرا و مستمندان بذل و بخشش ‍ نمایند.))


شفا دادن کور

 


در مدینه المعاجز از کتاب ثاقب المناقب از غلام حضرت امیرالمومنین (ع) نقل کرده که مى گوید: ((دیدم حضرت امیرالمومنین تیر مى انداخت و ملایکه آن تیرها را دوباره براى آن حضرت مى آوردند، پس کور شدم رفتم خدمت مولایم حسین علیه السلام حکایت خود را نقل کردم ((فسمح یده على عینى فرجعت کما کنت )) پس آن حضرت دست مبارک را بر چشم هاى من کشید، دوباره بینا شدم و هم چنین مرده زنده کردن براى ائمه هدى (ع) بوده ، به خصوص از براى سیدالشهداء علیه السلام که هم در حال حیات آن حضرت این معجزه از آن حضرت ظاهر شده و هم بعد از شهادت به ظهور رسیده .


رفع تب به برکت امام حسین (ع)

بیمارى از مسلمانان که سخت در آتش تب مى سوخت بسترى بود، امام حسین علیه السلام به عیادت او رفت ، همین که از در خانه وارد منزل شد، تب از بدن بیمار خارج گردید.
امام حسین علیه السلام کنار بستر بیمار نشست و از او احوالپرسى کرد، بیمار عرض کرد: ((از قدم مبارک شما بسیار خشنودم که آمدید و به برکت قدم شما، تب از من فرار کرد.))
امام حسین علیه السلام فرمود:
والله ما خلق الله شیئا الا و قد امره بالطاعه لنا به خدا سوگند، خداوند چیزى را نیافریده مگر این که او را امر به اطاعت ما کرده است .))
سپس فرمود: ((اى تب !))
راوى گوید!: ما صداى مى شنیدیم ولى صاحب صدا را نمى دیدیم که ) گفت : ((لبیک یا اباعبدالله ؛ فرمانبردارم اى اباعبدالله .))
امام حسین (ع) فرمود: ((آیا امیر مومنان على (ع) به تو امر نکرده نزد کسى نروى مگر آن کس که از دشمنان ما باشد، یا گنهکارى باشد تا تو کفاره گناهان او باشى .))


دست در ظرف آب کن

 



بعضى نقل کرده اند، هند در خانواده یهودى بود، بر اثر بیمارى در ایام کودکى فلج شد، مداواى بسیار کردند، نتیجه نبخشید، سرانجام متوسل به امام على (ع) شدند، آن حضرت به حسین فرمود: دست در آب ظرفى کن : حسین علیه السلام چنین کرد، سپس هند از آن آب به بدن خود زد و شفا یافت ، او و پدرش و خاندانش به اسلام گرویدند، او از آن پس کنیز در خانه خاندان نبوت شد تا آن هنگام که کنیز در خانه امام حسین (ع) گردید، سرانجام معاویه وقتى که به کمال و جمال او پى برد، او را به ازدواج یزید درآورد.


یادى از مرحوم الهى قمشه اى



مرحوم استاد بزرگ آیت الله میرزا مهدى قمشه اى که داراى تالیف بسیار است ، از جمله دیوانى است مشحون از قصاید و عزلیات و اشعار پر مغز در مسایل اسلامى و منقبت چهارده معصوم علیه السلام که از او به یادگار ماند و از جمله ترجمه قرآن مجید که در دسترس عموم است .
نقل شده خداوند پسرى به ایشان داد، نام او را حسین گذاشت (که اکنون از فضلاى ارجمند است .)
این حسین ، بیمار شد، ایشان نذر کرد که اگر حسین علیه السلام ، شفا یابد، قصیده اى پیرامون امام حسین (ع) بسراید، پسرش شفا یافت ، و او قصیده بسیار غرا و پر مغزى سرود و ماجراى کربلاى حسینى را نیز در اشعار خود آورد که در دیوان مذکور تحت عنوان ((نغمه حسینى )) ثبت و چاپ شده است .
استاد حسن زاده آملى مى فرمود: ((وقتى که جنازه استاد الهى قمشه اى را به قم آوردند و در میان لحد قبر گذارند، مرحوم استاد علامه طباطبایى کنار قبرش آمد و گریه سختى کرد و فرمود: امسال دو ضایعه بزرگى رخ داد
۱- رحلت مرحوم آیت الله شیخ محمد تقى آملى ،
۲- رحلت آیت الله الهى قمشه اى ))
مرحوم استاد قمشه اى در سن ۷۰ سالگى در گذشت و قبر شریفش در وادى السلام قم در یکى از حجرات ناحیه چپ در ورودى قرار دارد.


روضه امام حسین (ع) و رفع وبا

 



حاج آقا سید محمد صادق شیرازى فرزند حضرت آیه الله حاج آقا سید میرزا مهدى شیرازى رحمه الله مقیم کربلاى معلى براى بنده نقل فرمودند: مادر بزرگم در کربلاى معلى هر روزه در منزل خود مجلس روضه اى برقرار مى نمودند و احیانا فرزندان محترمش ، آقایان آمیرزا مهدى ، آمیرزا عبدالله براى مادر چند جمله روضه مى خواندند که تعزیه حضرت سیدالشهداء (ع) هر روزه در منزلشان برقرار باشد.
این روش ادامه داشت تا سالى که وبا در آن شهر مقدس شیوع پیدا کرد - حدودا در سال 1330 هق . - و عده زیادى را از پا در آورده و بعضى از منازل ، همه سکنه اش از بین رفتند.
ولى به لطف حق ، اهل آن خانه که هر روزه ذکر مصیبت امام حسین در آن مى شد، از این مرض جانگاه به سلامت رستند و این موجب شگفتى شده بود، تا این که شبى همان بانوى مکرمه ، در عالم خواب مشاهده کرد که وبا به صورت در وادى کربلا ظاهر شده و مى گوید: ((ما به این شهر آمدیدم و به همه خانه ها سرزدیم . اما منزل اینها (اشاره به همان بانوى مکرمه ) امروز رفتیم روضه ؛ فردا رفتیم روضه .))


بوى سیب سرخ



یکى از دوستان شیخ رجب على خیاط نقل مى کند که : همراه ایشان به کاشان رفتیم . عادت شیخ این بود که هر جا وارد مى شد به زیارت اهل قبور مى رفت . هنگامى که وارد قبرستان کاشان شدیدم ، شیخ گفت :
((السلام علیک یا اباعبدالله (ع ))).
چند قدم جلوتر رفتیم فرمود: ((بویى به مشامتان نمى رسد؟))
گفتیم : نه ! چه بویى ؟
فرمود: ((بوى سیب سرخ استشمام نمى کنید؟))
گفتیم : نه ! قدرى جلوتر آمدیم به مسؤ ول قبرستان رسیدیم ، جناب شیخ از او پرسید: ((امروز کسى را این جا دفن کرده اند؟))
او پاسخ داد: پیش پاى شما فردى را دفن کرده اند و ما را سر قبر تازه اى برد. در آن جا همه ما بوى سیب سرخ را استشمام کردیم . پرسیدیم : این چه بویى است ؟
شیخ فرمود: ((وقتى که این بنده خدا را در این جا دفن کردند، وجود مقدس ‍ سیدالشهداء (ع) تشریف آوردند، این جا و به واسطه این شخص عذاب از اهل قبرستان برداشته شد.))


اثر عزادارى حسینى (ع)

 



سید جلیل مرحوم دکتر اسماعیل مجاب (دندانساز) عجایبى از ایام مجاورت در هندوستان که مشاهده کرده بوده نقل مى کرد، از آن جمله مى گفت : عده اى از بازرگانان هند و (بت پرستان ) به حضرت سیدالشهداء معتقد و علاقه مندند و براى برکت مالشان با آن حضرت شرکت مى کنند؛ یعنى در سال مقدارى از سود خود را در راه آن حضرت صرف مى کنند، بعضى از آنها روز عاشورا به وسیله شیعیان ، شربت و پالوده و بستنى درست کرده و خود به حال عزا ایستاده و به عزاداران مى دهند و بعضى آن مبلغى که راجع به آن حضرت است به شیعیان مى دهند تا در مراکز عزادارى صرف نمایند.
یکى از آنان را رعایت چنین بود که همراه سینه زنها حرکت مى کرد و با آنها به سینه مى زد چون مرد، بنا به مرسوم مذهبى خودشان بدنش را در آتش ‍ سوزانیدند تا تمام بدنش خاکستر شد، جز دست راست و قطعه اى از سینه اش که آتش آن دو عضو را نسوزانیده بود.
بستگان آن دو قطعه را آوردند نزد قبرستان شیعیان و گفتند: ((این دو عضو مربوط به حسین شماست .))
جایى که آتش دنیا به وسیله حسین علیه السلام خاموش و برد و سلام مى گردد پس نسوزانیدن آتش ضعیف دنیوى به وسیله آن بزرگوار جاى تعجب نیست .
و جماعتى از ((هنود)) هر ساله شب هاى عاشورا در آتش مى روند و نمى سوزند و این مطلب مشهور و مسلم است


اسلام آوردن طبیب یهودى

 



یزید پس از شهادت امام حسین (ع) پیش از آن که به عذاب آخرت مبتلا شود، در دنیا به درد بى درمانى معذب گردید. یکى از اطباى یهودى را براى معالجه طلب کرد، طبیب نگاهى به یزید کرد و از روى تعجب انگشت حیرت به دندان گزید. سپس با تدبیر ویژه اى چند عقرب از گلوى او بیرون کشیده و گفت : ما در کتب آسمانى دیده ایم و از علما شنیده ایم که هیچ کس ‍ به این بیمارى مبتلا نمى شود، مگر آن که قاتل پسر پیغمبر باشد، بگو گناهى کرده اى که به این مرض گرفتار شده اى ؟!
یزید از خجالت سر را به زیر افکنده و پس از لحظاتى گفت : من حسین بن على را کشته ام ، یهودى انگشت سبابه خود را بلند کرد و گفت : اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله .
طبیب مسلمان شد. از جاى برخاست و به منزل خود رفت ، برادر خود را به دین اسلام دعوت کرد، قبول نکرد، ولى همسر او و خویشانش پذیرفتند، همسر برادرش نیز اسلام را قبول کرد و اسلامش را از شوهرش مخفى کرد.
در همسایگى او یکى از شیعیان خالص بود که اکثر روزها مجلس تعزیه دارى حضرت سیدالشهداء (ع) را برپا مى کرد، آن زن تازه مسلمان در آن مجلس شرکت مى نمود و بر مصایب اهل بیت عصمت و طهارت مى گریست . بعضى از یهودیان جریان را به شوهرش اطلاع دادند، یهودى گفت : امروز او را امتحان مى کنم ، لذا به خانه رفت و گفت : امشب هفتاد نفر یهودى مهمان ما خواهند بود، شرایط میزبانى را آماده و انواع خوردنى ها را جهت پذیرایى مهیا کن !
بانوى تازه به مسلمان خواست مشغول غذا پختن شود، صداى ذکر مصیبت حضرت سیدالشهداء علیه السلام را شنید، فورا به مجلس عزا رفت و در عزاى آن حضرت گریه زیادى کرد.

 

وقتى به خود آمد، سخن شوهر به یادش آمد، ولى وقت تنگ شده بود. متوسل به فاطمه زهرا (س ) شد و به سوى خانه آمد، وقتى به خانه رسید. دید بانوانى سیاه پوش جمع شده و هر یک با چشم گریان مشغول خدمت مى باشند و لحظه اى استراحت ندارند! در میان بانوان ، خانم بلند بالایى را دید که در مطبخ مشغول پختن غذا است و بانوى مجلله اى را دید که پیراهن خون آلودى در کنار گذاشته است !
زن تازه مسلمان عرض کرد: اى بانوى گرامى ! شما کیستید که با قدوم خود این کاشانه را مزین فرموده و لوازم مهمانى را مهیا کرده اید؟!
آن بانوى مجلله فرمود: ((چون تو عزادارى فرزند غریب و شهیدم را بر کار خانه ات مقدم داشتى ، بر فاطمه لازم شد که تو را یارى کند تا با نکوهش ‍ شوهر خود رو به رو نگردى و پس از این بیشتر به عزاخانه فرزندم بروى .))
بانوى تازه مسلمان عرض کرد: اى بانو! خانمى را در مطبخ مى بینم که مشغول غذا پختن و بیش از همه بى قرار است ، او کیست ؟
فرمود: ((نزد او برو و از خودش بپرس .))
بانوى تازه مسلمان رفت و پاى او را بوسه داد و نامش را از او سوال کرد.
فرمود: ((من زینب ، خواهر امام حسینم .))
در همین زمان ، زنان یهودى با هفتاد مهمان وارد شدند، وقتى که یهودى ها خانه را در کمال آراستگى و نورافشانى دیدند و بوى خوش غذاها به مشامشان رسید و در جریان واقعه قرار گرفتند، همه مسلمان شدند.


دیدار امام حسین (ع) هنگام مرگ

 



یکى از علماى متدین مى گفت : پیرمردى اهل علم تقریبا ۹۰ سال عمر داشت مریض شد و مدت دو ماه بسترى بود و در اواخر عمرش زبانش بند آمده بود، ابدا قدرت حرکت نداشت ؛ روزى به دیدن او رفتم و هر چه او را صدا زدم متوجه نشد او را با دست تکان دادم ، بیدار نگردید. ناگاه دیدم چشم هایش را باز کرد و با عجله گفت : عبا و عمامه من را بیاورید، بیاورید، زود باشید خبر آوردند که آقایم امام حسین علیه السلام به دیدن من مى آید، اطاق را تمیز نمایید.
این مریض دو ماه بود که حرکت نداشت به عجله از جاى برخاست و نشست و دو دست خود را به سینه گذاشت و گفت ((السلام علیک یا مولا)) آقا حسین جان ! خوش آمدى ، چه خوب از ذاکرى یاد کردى این بگفت و خوابید، گویا مدت ها بود که روح از بدنش مفارقت کرده .
گر طبیانه بیایى به سر بالینم /// به دو عالم ندهم لذت بیمارى را


گریه ولى عصر عج الله فرجهه الشریف

 



آقاى حاج آقا جواد رحمى قضیه مرحوم آیه الله قاضى را این چنین بیان کردند:
مرحوم آیه الله آقاى حاج سید حسین قاضى فرمودند، شب تولد حضرت فاطمه زهرا(س ) یعنى شب بیستم جمادى الثانى سال 1348 در مسجد جمکران بودم ، ناگهان مشاهده شد که انوارى از آسمان به زمین و به خصوص روى آسمان مسجد جمکران فرو مى ریزند (در این جا آقاى رحیمى فرمودند: من هم اتفاقا آن شب در مسجد جمکران بودم و آن انوار را دیدم و بلکه همه مردم آنها را مى دیدند.)
در همان شب شخصى که مورد وثوق آقاى قاضى بود، براى ایشان نقل کرده بود که من در مسگرآباد تهران بودم یکى از اولیاى خدا من را با طى الارض به مسجد جمکران آورد. با او در مسجد جمکران به مجلس ‍ روضه اى که در گوشه اى تشکیل شده بود رفتیم . از همان اول مجلس ‍ حضرت بقیه الله ارواحنا فداه در روضه شرکت فرمودند. روضه خوان اشعارى از کتاب گلزارى آل طه که مرحوم آیه الله حاج سید على رضوى سروده است ، مى خواند و حضرت ولى عصر ارواح العالمین لتراب مقدمه الفدا گوش مى دادند و گریه مى کردند.
پس از خاتمه مجلس حضرت حجه بن الحسن (ع) دعا کردند و از مجلس ‍ برخاستند و تشریف بردند. جمعى که در آن مجلس بودند، به شخصى که از دیگران به حضرت ولى عصر علیه السلام نزدیک تر بود اصرار مى کردند که شما عم دعایى بکنید.
او مى گفت : حضرت ولى عصر (ع) دعا فرمودند. بالاخره با اصرار زیاد او را وادار به دعا کردند. او هم چند جمله دعا درباره فرج کرد و مجلس خاتمه یافت .


روضه خوانى در آخر عمر


 


مرحوم حاج شیخ رمضان على قوچانى از علماى معروف و ائمه جماعت ، موصوف به زهد و ورع و تقواى مسجد گوهر شاد بودند ایشان بیمار و مشرف به مرگ شدند و اقوام و ارحام و دوستان آمده بودن که او را تشییع کنند، ناگهان مشاهده کردند که ایشان حرکت کرده و بار دیگر چشم به جهان گشود و با صداى ضعیف همه را دور خود فراخوانده و گفت : بیایید برایتان روضه بخوانم ، همه تعجب کردند چون ایشان منبرى و روضه خوان نبودند.
فرمودند: ((الان صحراى محشر را دیدم و هاتف به صداى بلند اعلام کرد که حاج شیخ رمضان على قوچانى اهل بهشت است به سوى بهشت برود.)) پس من درى دیدم به سوى بهشت باز است و جماعتى بسیار در صف طولانى ایستاده که به نوبت بروند، گفتند، این صف علما مى باشد. من در اوخر صف بودم تا نوبت به من برسد هلاک مى شوم به عقب نگاه کردم و در دیگرى را دیدم به سوى بهشت باز است ولى این در خلوت است . با خود گفتم : من که اهل بهشتم از این در نشد از آن در مى روم پس به سوى آن در آمدم نزدیک شدم ، دیدم دربان جلوى من را گرفت ، و گفت : نمى شود، این در مخصوص اهل منبر و روضه خوان هاى حضرت حسین (ع) است تو که روضه خوان نیستى .
پس متحیر بودم ، دیدم حاج میرزا عربى خوان معروف به ناظم ، سوار اسب از بهشت بیرون آمد رفتم جلو سلام کردم گفتم : من را کمک کن و به بهشت ببر.
گفت : نمى توانم چون این در مخصوص روضه خوان هاست . اصرار کردم گفت : یک راه دارد من از اسب پیاده مى شوم و مى نشینم و تو روضه بخوان و من مستمع مى شوم و شاید بتوان به این وسیله تو را ببرم ، آن گاه پیاده شد و نشست و من براى او روضه خواندم پس براى شما هم روضه مى خوانم . سپس بعد از چند کلمه روضه خواندن از دنیا رفت .


کندن گوشت امام حسین (ع)

 

شخصى نزد آقا محمد على پسر وحید بهبهانى آمد و گفت : خواب دیدم گوشت تن امام حسین (ع) را به نیش و دندان مى کشم .
آن شخص ناشناس بود نزد او و او سر به زیر انداخت تا مدتى و سر برداشت و گفت : شاید روضه خوانى ؟
گفت : آرى . فرمود: آن را ترک کن یا اکتفاء کن به همان که در کتب معتبره است زیرا این خواب نتیجه دروغ بستن به آن حضرت است .


بهشت بر گریه کننده حسین (ع)



در ((عیون اخبار الرضا (ع )) مذکور است که هر که واقعه امام حسین (ع) و آن چه به او رسیده یاد کند و قطره آب از دیده ببارد، حق تعالى گناهان او را بیامرزد و هر که را در خاطر بگذرد که کاشکى من آن روز مى بودم تا در پیش ‍ امام حسین علیه السلام جان فدا مى کردم ، ثواب او مثل ثواب کسى باشد که با آن حضرت شهید شده باشد. و از آن حضرت مروى است که فرمود: من دمعت عیناه فینا دمعه او قطرت علینا بواه الله الجنه . و معنى این حدیث نزدیک به آن است که در حدیث ((من بکى على الحسین )) مذکور شد.


چرا دلم شکست ؟

 

حضرت آدم بعد از دویست سال که گریه کرد، سبب قبول شدن توبه اش این شد که جبرییل آمد و گفت : ((اى آدم ! بگو: یا حمید بحق محمد و یا عالى بحق على و یا فاطر بحق فاطمه و یا محسن بحق الحسن و یا قدیم الاحسان بحق الحسین .
همین که آدم اسم حسین را بر زبان جارى کرد دلش شکسته شد و اشکش ‍ جارى شد پرسید: برادر جبرییل ، چرا در اسم پنجم لم شکسته شده و اشکم جارى شد؟
قال ولدک هذا یصاب بمصیبه تصغر عندها المصائب . گفت : ((اى آدم ! فرزند تو مصیبت زده مى شود به مصیبتى که همه مصیبت ها پیش آن کوچک است .))
((قال و ما هذه المصیبه ))؛((کدام است آن مصیبت ؟))
قال یقتل عطشانا غریبا وحیدا فریدا؛ ((آى آدم ! فرزند تو حسین کشته مى شود در حالى که تشنه و غریب و بى کس و تنها است . ((لیس له ناصر و لا معین )) ناصر و معینى نخواهد داشت . ولو تراه یا آدم و هو - یقول و اعطشاه و اقله ناصراه اى آدم ؟ اگر ببینى فرزند خود حسین را که صدا مى زند امان از تشنگى امان از بى یارى )).
حتى یحول العطش بینه بین السماء کدخان حتى تشنگى آن حضرت به جایى مى رسد که میانه آن حضرت و آسمان دودى حایل مى شود؛ یعنى دیگر از شدت تشنگى چشمش آسمان را نمى بیند.
کى مصداق فرمایش جبرئیل ظاهر شد؟ ظهر عاشورا آن وقتى که حسین با بدن پاره پاره روى زمین افتاده بود.

 

 

 
                          گاه از سوز عطش مى کرد غش /// گاه مى فرمود اى قوم العطش

                      کشتنم را طعن این لشکر بس است /// بلکه داغ یک على اکبر بس است

                               تشنه مى برید از پیکر سرم /// نا مسلمانان مگر من کافرم


لم یجبه احد الا بالسیوف و شرب الحطوف . اى آدم ! کسى جوابش را نمى دهد مگر از دم شمشیرها با نیزه ها و تیرها ((فیذبح کذبح الشاه من القفا)) اى آدم ! بعد از آن حسین را مثل گوسفند قربانى سر از بدنش جدا مى کنند.))(1011)(1012)


نور چشم



سید نعمت الله جزائرى صاحب کتاب انوار نعمانیه ، چون در اوایل تحصیل قادر بر تهیه چراغ براى مطالعه نبود، از نور مهتاب استفاده مى کرد و در اثر کثرت مطالعه و نوشتن چشمش ضعیف و کم نور شد، از این رو، تربت سیدالشهداء (ع) و سایر ائمه - علیها السلام - را بر چشم خود مى کشید، و از برکت آن تربت ها روشنى دیده اش افزون مى گشت . محقق قمى اضافه مى کند: به این که این موضوع ابدا جاى شگفتى نیست ؛زیرا کمال الدین دمیرى در حیوه الحیوان و زمخشرى و دیگران نقل کرده اند، که افعى وقتى کور مى شود، چشمانش را به گیاه مخصوصى مى مالد و در اثر آن دوباره بینا مى شود.
پس در صورتى که خداوند قادر و توانا در آن گیاه این خاصیت را قرار داده است . چه جاى شگفتى است که در تربت فرزند پیغمبر(ص) چنین اثرى وجود داشته باشد. ایشان مى افزاید، این بنده حقیر نیز هرگاه به سبب زیاد نوشتن چشمم ضعف پیدا مى کند، تبرک مى جویم به تراب مراقد ائمه علیهم السلام و گاه گاهى به مس کتاب احادیث و اخبار، و بحمدالله چشمم در نهایت روشنى است و امیدوارم که انشاء الله در دنیا و آخرت چشمم به برکات ایشان روشن باشد.


خاک کربلا، سرمه چشم

 

مرحوم ((محدث نورى )) در ((دارالسلام )) از مرحوم ((سید محمد باقر سلطان آبادى )) نقل مى کند که در بروجرد به چشم درد مبتلا شدم ، به نحوى که همه اطباى شهر از معالجه آن عاجز شدند. لذا مرا به سلطان آباد (اراک ) آوردند، ولى اطباى آن جا هم نتوانستند من را معالجه کنند و درد چشم آرامش در روز و استراحت در شب را از من گرفته بود، یکى از رفقا که عازم کربلا بود، پیشنهاد کرد که همراه او به کربلا جهت استشفاء بروم ؛ ولى اطباء مى گفتند: اگر راه بروى به کلى بینایى خود را از دست مى دهى .
باز یکى دیگر از دوستان که عازم کربلا بود گفت : شفاى تو در این است که خاک کربلا را سرمه چشم کنى .
لذا همراه او حرکت کردم اما به منزل دوم که رسیدم درد چشم شدت کرد و همه مرا ملامت کردند و گفتند. بهتر است که برگردى .
شب در اثر چشم درد نخوابیدم تا موقع سحر، لحظه اى خوابم برد، در عالم رویا حضرت زینب (س ) را دیدم ، گوشه مقنعه او را گرفته و بر چشمم مالیدم و از خواب که بیدار شدم ، دیگر آثارى از ناراحتى در من نبود.


شفاى تربت حسینى

 

 


امام باقر و امام صادق علیه السلام ، مى فرمایند،: ان الله عوض الحسین علیه السلام من قتله ان الامامه من ذریته و الشفاء فى تربته ، و اجابه الدعاء و عند قبره و لا تعد اءیام زائریه جائیا و راجعا من عمره
((خداوند عوض شهادت امام حسین (ع) امامت را در نسل او مقرر فرموده و شفا را در تربت پاکش قرار داده ، دعا در نزد قبر مبارکش مستجاب شده ، ایام زیارت کنندگان او در رفت و برگشت از عمرشان محسوب نمى شود.))
و اما در باب فضیلت و فواید و آثار تربت پاک سیدالشهداء (ع) روایت بسیارى در کتب معتبر و منابع متعدد، نقل شده است که متبرکا به طور اختصار جهت بهره گیرى شیعیان و محبان حسینى از این تربت پاک به چند روایت اشاره مى شود.
امام صادق (ع) مى فرماید: ان طین قبر الحسین (ع) شفاء من کل داء و ان اخذ على راس میل . ؛ ((خاک قبر امام حسین (ع) داروى هر بیمارى و شفابخش هر دردى است ، اگر چه به قدر سر یک میل باشد.))
امام رضا (ع) مى فرماید: طین قبر ابى عبدالله الحسین (ع) شفاء من کل داء و اءمان من کل خوف . ((تربت پاک قبر ابى عبدالله الحسین موجب شفاى همه امراض و ایمنى از هر بیم و ترسى است .


شفا بودن تربت امام حسین

 

سعد بن سعد اشعرى روایت مى کند که از امام رضا(ع) درباره خاک پرسیدم . فرمود: ((همه خاک ها حرام هستند - مثل گوشت مرده و خون (و گوشت خوک ) و هر چیزى که نام غیر از خدا در آن برده شده باشد - به جز خاک مزار حسین (ع) که شفاى هر دردى است .))


شفا گرفتن از تربت امام حسین (ع)

 



در تربت امام حسین (ع) شفاى تمام دردهاست مگر مرگ حتمى با چند شرط:
الف : اعتقاد به شفاء بودن تربت داشته باشد، و به قصد شفا بخورد و من اکله لشهوه لم یکن فیه شفاء در رواتى فرمودند: والله هرکس اعتقاد داشته باشد که به او نفع مى بخشد البته منتفع مى شود.
ب : بیمار در آستانه اجل حتمى نباشد چون اجل حتمى علاج پذیر نیست .
ج : تربت را با وضو بردارد.
د: با دو انگشت بردارد.
ه : به اندازه نخود، بلکه احتیاط آن است که به قدر عدس مصرف کند، نه بیشتر.
و: آن را ببوسد و بر دیدگانش بگذرد.
ز: در وقت خوردن یا خورانیدن بگوید: بسم الله و بالله اللهم اجعله رزقا واسعا و علما نافعا و شفاء من کل داء اءنک على کل شى ء قدیر.
ح : آن را سبک نشمارد، در ظروف یا مکان هاى نامناسب نگذارد، خیلى دست بر آن نمالد یا جایى که زیاد دست مالى مى شود نگذارد.
ط: فاصله تربتى که براى شفا استفاده مى کنند از قبر مطهر تا چهار میل باشد نه بیشتر و هر چه به قبر شریف نزدیک باشد بهتر است .
ى : خوب است تربت را در دهان بگذارد و بعد جرعه اى آب بخورد و بگوید:اللهم اجعله رزقا واسعا و علما نافعا و شفاء من کل داء وسقم .


آثار ذکر با تسبیح تربت

 


در حدیث دیگر از حضرت صادق (ع) در مصباح کفعمى و مقیاس ‍ المصابیح روایت شده که مى فرماید، ((کسى که یک سبحان الله از تربت حسین (ع) بگوید چهار صد حسنه برایش نوشته مى شود و چهار صد گناهش محو مى شود و چهار صد درجه از برایش نوشته مى شود (و قضى له من الحاجات مثلها) یعنى چهار صد حاجتش هم روا مى شود و اگر تسبیحات اربعه را یک مرتبه بگوید یا تسبیح تربت ، هزار حسنه برایش ‍ نوشته و شش هزار سیئه از او محو و شش هزار درجه برایش نوشته مى شود (واثبت له من الشفاعات مثلها) یعنى شش هزار نفر را هم شفاعت مى کند.


تسبیح از تربت

تسبیح فاطمه الزهرا(س ) هدیه اى از طرف پدر بزرگوارش بود که مستحب است بعد از نماز یا در وقت خواب خوانده شود. دختر رسول خدا (ص) کنار قبر عموى بزرگوارش جناب حمزه بن عبدالمطلب و از تربت شهید براى خود تسبیح درست کرد؛ این ها معنى دارد! یعنى چه ؟ خاک شهید محترم است قبر شهید محترم است ، من براى عبادت خدا که مى خواهم اذکار خود را بشمارم نیاز به سبحه ام (تسبیح )، چه فرقى مى کند دانه هاى تسبیح از سنگ باشد یا چوب یا خاک ، و از هر خاکى آدم بردارد، برداشته است ولى من این را از خاک تربت شهید بر مى دارم و این نوعى احترام به شهید و شهادت است ، نوعى به رسمیت شناختن قداست شهادت است ، تا آن که بعد از شهادت وجود مقدس امام حسین (ع)، خود به خود لقب سیدالشهداء از جناب حمزه گرفته شد و به نوه بردار بزرگوارش حسین بن على داده شده و بعد از آن دیگر اگر کسى بخواهد به خاک شهید تبرک بجوید از خاک حسین بن على علیه السلام تهیه مى کند


ذکر با تربت امام حسین (ع)

 


از امام رضا علیه السلام روایت شده که هر کس با تربت امام حسین علیه السلام بگوید. سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر. با هر ذکر، خداوند شش هزار حسنه براى او ثبت مى کند و شش هزار گناه او را محو نموده شش هزار درجه بالا برده و شش هزار شفاعت براى او مى نویسد.
و از امام صادق (ع) نقل شده هر کس سنگ هایى را که از تربت امام حسین (ع) درست مى کنند ( یعنى تسبیح پخته ) بگرداند، به تعداد هر استغفر الله ربى و اتوب الیه هفتاد استغفار براى او ثبت مى شود و اگر تسبیح در دستش باشد و ذکر نگوید به عدد هر دانه هفت مرتبه استغفار براى او نوشته مى شود.
در روایت دیگر فرمودند: کسى که با تسبیح تربت یک مرتبه ((سبحان الله )) بگوید، چهار صد حسنه براى او نوشته مى شود، چهارصد گناهش ‍ برطرف ، چهارصد درجه اش بالا، چهار صد حاجتش برآورده مى گردد.

 

 

نظرات (۶۱)

با سلام و احترام

از شما دوست عزیز دعوت می کنیم تا از سایت ما دیدن نمایید.

موفق باشید
سلام لینک شدی-لطفا پس از لینک کردنم بهم خبرشو بدین
اسلام علیک یا ابا عبد الله...
  • ســربــاز ولایــت
  • سلام خدا قوت همسنگر
    امام کاظم (علیه السلام) :
    لَوْ کَانَ فِیکُمْ عِدَّةُ أَهْلِ بَدْرٍ لَقَامَ قَائِمُنَا . مشکاة الأنوار ،ص 64
    اگر در میان شما به تعداد اصحاب بدر باشد قائم ما قیام خواهد کرد.
    ولادت مهدی فاطمه (عصمت الله الکبری) بر شما مبارک
    به روزم بهمون سر بزنید خوشحال میشیم نظرم یادتون نره..... .
    اللهـــم عجـــل الــولیـــک الفـــرج
    یاعلی التماس دعا
  • فاطمه باصری
  • سلام

    .

    خواهی که در پناه کرامات سرمدی / ایمن شوی زفتنه و ایمن زهر بدی

    لبریز کن زعطر گلِ نور سینه را / با ذکر سبز یک صلوات محمدی . . .

    تعجیل در فرج آقا صلوات
    سلام بر شما
    خیلی عالی بود...
    او بنده ای منتخب بود که حسین ،شد....و ما یاور او هم باشیم ،خوب است...
    انشاالله
    حسینی باشید و مورد رضایت حسین
    اعیاد بر شما مبارک
    اللهم عجل لولیک الفرج
    سلام سپاس از حضور و لطفتان
    چشششششششششششششم ما همسنگرانمون را بدون پرسش لینک میکنیم.
    یازهرا
  • منتظرگمنام
  • خوشا آن کس که مهدی یار او شد

    ر فیق مشفق غمخوار او شد

    اگر صد ها گره افتد به کارش

    به دست او فرج در کار او شد
    خواهی که ببینی رخ پیغمبر را
    بنگر رخ زیبای علی اکبر را
    در منطق و خلق و خوی او می بینی
    با دیده ی جان محمدی دیگر را
    *میلاد شبیه ترین آینه ی پیغمبری حضرت علی اکبر وروز جوان بر شما مبارک*
  • دریـــــــــغ ازیک جوابــــ♦ـ♦ــ
  • میلاد سرو بوستان ایستادگی، زیباترین گل باغ حسین (ع)! جوان رعنا و رشید حسین (ع) یادگار علی (ع) گلستانی از زیباترین گل های فداکاری! و دریایی از آبیِ عطوفت، مبارک باد

    *****
    درمقام و نام و جلالت تو اکبری
    هم درمقام و نام و جلالت تو اکبری
    هم اینکه درعشیره شماازهمه سری
    گفتااگرکه ختم رسالت نمیرسید
    حتما تو اخرین نبی هستی پیمبری
    وقتی تورا بدست پدر داد مادرت
    بوسیدروی ماهت و گفتا که محشری
    بایدبرای رزم تو لشکربیاورند
    الحق عرب ندیده شبیه ت دلاوری
    وقتی لجام اسب کشیدی سوی نبرد
    دشمن ندید اکبری یا این که حیدری
    دشمن چشیده مزه شمشیر تیز تو
    وقتی چو شیر بر صف او حمله میبری
    اقا شما کرامتتان هم محمدیست
    حالا شما به کرببلایم نمیبری
    صدبار گفته اند و مانیز گفته ایم
    اقا غلام دربدرت را نمیخری..
  • شهید گمنام
  • امام على علیه‌السلام(در سفارش به فرزند بزرگوار خود امام حسن علیه السلام):

    إنَّما قَلبُ الحَدَثِ کَالأَرضِ الخالِیَةِ ما اُلقِیَ فی‌ها مِن شَیءٍ قَبِلَتهُ فَبادَرتُکَ بِالأَدَبِ قَبلَ أن یَقسُوَ قَلبُکَ، وَیشتَغِلَ لُبُّکَ؛

    همانا دلِ جوان، مانند زمینِ کشت‌ناشده است. آنچه در آن افکنده شود، می‌پذیرد. ازاینرو، پیش از آنکه دلت سخت گردد و خِردت سرگرم شود، به تربیت تو همّت گماشتم.

    نهج البلاغة: الکتاب ۳۱ / منتخب میزان الحکمه، ص416
  • فاطمه باصری
  • سلام

    ای سرو بوستان ایستادگی! ای زیباترین گل باغ حسین

    ای جوان رعنا و رشید حسین! ای علی را یادگار!

    ای علی اکبر! ســـلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات . . .
    سلام علیکم
    با مطالب جدیدی بروز هستم
    خوشحال میشم سری بزنید و نظرتونو بگید
    یا مهدی!
  • محمد قنبرنیا
  • سلام
    لینک شدید دوست عزیز

    موفق ودر پناه حق
    سلام
    موقع امتحاناس
    دعا یادتون نره سر نمازاتون!!!!!!!!!!
    حضرت امام خمینی (قدس سره) در درس اخلاقشان فرمودند: تمام مدایح و گفتار اهل بیت (علیهم السلام) خصوصاً حضرت اباعبدالله (علیه السلام) در مورد حضرت علی اکبر (علیه السلام) حاکی از این است که اگر علی اکبر (علیه السلام) در کربلا به شهادت نمی رسید، خود، امام « مفترض الطاعه » می بود. ( یعنی امامی که اطاعت او واجب است) . در این مختصر بهتر است به یک نمونه از کرامات ایشان بپردازیم:
    فردی به نام حاج عبدعون، برادرش را که به مرض سختی دچار شده بود نزد حافظ الصحه، یکی از سه پزشک معروف کربلا می برد. پس از چند ماه معالجه سودی نمی کند و هر روز حال او بدتر می شود عبدعون نزد پزشک می رود و سخنان زشتی به او می گوید و خطاب می کند که:اسمت خیلی بزرگ است ولی از معالجه تو سودی ندیدیم. بعد بدون خداحافظی می رود. ولی بر خلاف انتظار از آن روز به بعد حال برادرش بهتر می شود و یک دفعه شفا می یابد. نزد حافظ الصحه می رود و عذر خواهی می کند.
    طبیب می گوید: بنشین تا برایت بگویم. من بعد از سخنان تو خیلی دل شکسته شدم. ظهر، هنگام ادای نماز به حضرت علی اکبر (علیه السلام) متوسل شدم و عرض کردم ای نور چشم حسین (علیه السلام) تو را به حق پدرت قسم می دهم که شفای این مریض را از خدا بخواه. دیدی چگونه به من توهین کرد؟ بسیار گریه کردم. همان شب در خواب خدمت آقا علی اکبر (علیه السلام) شرف یاب شدم عرض ادب کردم و همان مطلب را تکرار کردم. فرمودند: من شفای آن مریض را از خدا خواستم و از هاتفی شنیدم که « این مریض مردنی است و تا نه روز دیگر میمیرد ولی به برکت دعا و شفاعت شما خدا با شفای او سی سال به عمرش افزوده است و از همین ساعت او را شفا دادیم.» آن مرد سی سال دیگر عمر کرد و در هفتاد سالگی در گذشت. وصیت کرد پیکرش را پایین پای حضرت علی اکبر (علیه السلام) دفن کنند.
    منبع:کتاب «خورشید جوانان»
    سلام بزرگوار ممنون از حضور سبزتون
    سلام
    خسته نباشید به روزم و منتظر حضورتون
    سلام کجایید برادر ؛
    --------------------------
    علامه حسن زاده آملی :

    اگر دستورالعمل میخواهی، مگر این آیه را تلاوت نکرده ای:
    «وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسَى أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا» (اسراء - آیه 79)
    در پاره ای از شب، بیدار باش و نماز شب به جای آور، شاید به این وسیله به مقام محمود نائل گردی.


    الهی! سست از آن که مست تو نیست کیست؟ الهی! همه این و آن را تماشا کنند و حسن خود را، که عجیب تر از خود نیافت. الهی! دل بی حضور چشم بی نور است،این دنیا را نمی بیند وآن ، عقبی را. الهی! همه حیوانات را در کوه و جنگل می بینند و حسن در شهر و ده....
  • به یاد شهدای گمنام
  • - ﯾﻪ ﻭﻗﺘﺎﯾﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﺣﺴﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﻏﺼﻪ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﺭﺳﻤﺎً ﻏﺼﻪ ﺗﻮ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ.
    ایام ولادت اهل بیت (ع) البته با کمی تاخیر بر شما مبارک
  • شهدای گمنام
  • سلام رزمنده
    با پست ...چه کنم؟؟؟...
    در خدمتیم...
  • حجاب زیباست،زیبایی نیست
  • سلام برادر گرامی.
    وبلاگ پرمحتوایی دارید ،بسیار استفاده کردیم.
    ببخشید که دیر جوابتون رو دادیم.
    شما با ذکر یا زهرا در وبلاگ ما لینک شدید.
    یاعلی
    التماس دعا.
  • حجاب زیباست،زیبایی نیست
  • سلام برادر گرامی.
    وبلاگ پرمحتوایی دارید ،بسیار استفاده کردیم.
    ببخشید که دیر جوابتون رو دادیم.
    شما با ذکر یا زهرا در وبلاگ ما لینک شدید.
    یاعلی
    التماس دعا.
    ترجمه خطبه 221 :
    پس از خواندن آیه ی 1 سوره تکاثر "افزون طلبی شما را به خود مشغول داشته تا انجا که به دیدار قبرها رفتید؟ " فرمود :
    ------------------
    خطبه رو به پنج قسمت : هشدار از غفلت زدگی / شرح حالات رفتگان / پیام مردگان / عبرت از گذشتگان / سختی های لحظه ی مرگ ، تقسیم کردم که خسته کننده نباشه . خیلی خطبه زیبا و در عین حال تکان دهنده ایه ....

    خواهش میکنم از دستش ندید .
    این هفته هم گذشت تو اما نیامدی

    خورشید خانواده ی زهرا نیامدی

    از جاده ی همیشه ی چشم انتظارها

    ای آخرین مسافردنیا نیامدی

    صبحی کنار جاده تو را منتظر شدیم

    "آمد غروب،رفت وتوآقا نیامدی"

    امروزمان که رفت چه خاکی به سر کنیم؟

    آقای من ! اگر زد وفردا نیامدی

    غیبت بهانه ای است که پاکیزه تر شویم

    تا روبرویمان نشدی ، تا نیامدی!
  • منجی مهربان
  • یعنی کربلا قسمت مام میشه؟!! خیلی التماس دعا.
    بروزم : قبول داری؟؟!!!
    ( تغییراتی در اسم وبلاگم دادم،چطوره؟ )
    سلام

    مبارک اولسون سیزه بیوک قارداشیما وهامی امامت وولایت
    عاشیقلاریناشعبان ونیمه شعبان بایرامی....
    سیزین دا یولوزی گوزلریئم تا بیزیم وبلاگا تشریف گتیئروب گوزیمیزی ایدین ادسوز...
  • امانت اسمانی
  • *سالروز انتصاب امام خامنه ای (حفظه الله) به رهبری مبارکـــــــ و شادباش*
    از نور سیادت منور شده ای با عطر امام هم معطر شده ای پاینده بود ولایتت سیدما یک ربع قرن است که رهبر شده ای آغاز امامت امام خامنه ای حفظه الله برشما مبارک.
    //////////////////////////
    سلام بزرگوار فوق العاده بود خدا خیرتون بده
    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/315409/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D9%84%DB%8C%D8%BA%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A8%D8%B4%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AF


    http://www.mashreghnews.ir/fa/news/315368/%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%85-%D8%B3%D8%A7%D9%84%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8-%D8%B3



    سلام سردار
  • ساکنان آسمان
  • سلام بزرگوار
    بایک نظرسنجی منتظرتون هستم.
    ممنون میشم سربزنید
  • تخریبچی جامانده
  • توی خط مقدم، هر وقت بیکار می شد یا نوبت نگهبانیش می رسید برای کنکور می خواند. خبر قبولیش تو پزشکی دانشگاه تهران، وقتی به خانوادش رسید که وحید رضا شهید شده بود
  • قاصدک رنگین کمان
  • سلام. شرمنده زودتر از این نشد بیام.
    ممنون از حضورتون
    مطالب جالب و عکس ها خیلی دلنشین بود . الهی موفق باشید
  • پسری ازدیار مامقان
  • _______@@@________@@_____@@@@@@@
    ________@@___________@@__@@@______@@
    ________@@____________@@@__________@@
    __________@@________________________@@
    ____@@@@@@___سلام مهربون من آپم______@@
    __@@@@@@@@@__@@@@@@@_________@@
    __@@____________منتظر حضور گرمت_______@@
    _@@____________@@@@@@@@@@_____@@
    _@@____________ هستــــــــم ___@@@
    _@@@___________@@@@@@@______@@
    __@@@@__________@@@@__________@@
    ____@@@@@@_______________________@@
    _________@@_________________________@@
    ________@@___________@@___________@@
    ________@@@________@@@@@@@@@@@
    _________@@@_____@@@_@@@@@@@
    __________@@@@@@@
    ___________@@@@@_@
    ____________________@
    ____________________@
    _____________________@
    ______________________@
    ______________________@____@@@
    ______________@@@@__@__@_____@
    _____________@_______@@@___@@
    ________________@@@____@__@@
    _______________________@
    ______________________@
    آموختم که خدا عشق است وعشق تنها خداست

    آموختم که وقتی ناامید میشوم،

    خدا با تمام عظمتش عاشقانه انتظارمی کشد

    تا دوباره به رحمتش امیدوار شوم.

    آموختم اگر تا کنون به آنچه خواستم نرسیدم،

    خدا برایم بهترینش رادر نظرگرفته.

    آموختم که زندگی سخت است ولی من از او سخت ترم ..
    شیشه عطربهارلب دیوارشکست

    وهواپرشدازبوی خدا

    دیدنش آسان است

    سخت آن است نبینی و حس نکنی عطر خوش و سبز خدا
  • ☂☂آبـجی معـصومـه☂☂
  • دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند ( دکتر علی شریعتی )
  • تخریبچی جامانده
  • انسان وقتی به دنیا می‌آید باید به فکر مرگش باشد؛ و اول و آخر همگی ما خواهیم مرد، و چه بهتر در راه خدا رویم و در راه او جان را نثار کنیم و شهید شویم.

    فرازی از وصیتنامه شهید جلیل کاظم
    سلام رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی را به شما تسلیت عرض می کنم.
    ممنون از حضور گرمتون باز هم به ما سر بزنید.
    با اجازتون لینکتون کردم
    ای آخرین توسلِ سبزِ دعای ما؛
    آیا نمی رسد به حضورت دعای ما؟
    شنبه، دوباره شنبه ...، دوباره سه نقطه چین؛
    بی تو، چه زود می گذرد هفته های ما ...

    التماس باران...
    ای آخرین توسلِ سبزِ دعای ما؛
    آیا نمی رسد به حضورت دعای ما؟
    شنبه، دوباره شنبه ...، دوباره سه نقطه چین؛
    بی تو، چه زود می گذرد هفته های ما ...

    التماس باران...
    گل رفت و شمیم خوشش اینجاست هنوز
    بلبل به هوا ی گل چه شیداست هنوز
    رفتی ز جهان اگر چه ای روح خدا
    لیکن علم مهر تو بر پاست هنوز
    رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد
    مقام معظم رهبری :

    اگرچه جای خالی امام برای ما سخت و تلخ است، اما میراث گرانبهای معمار بزرگ انقلاب، امام خمینی حفظ خواهد شد. (29/3/68)‏
    آتشی از عشق در جانم فکندی،خوش فکندی
    من که جز عشق تو آغازی وانجامی ندارم
    هرچه گوید عشق گوید، هر چه سازد عشق سازد
    من چه گویم، من چه سازم، من که فرمانی ندارم(امام خمینی)

    رحلت بنیانگذار ملتمون تسلیت.
    امیدوارم که بتونیم پیرو راهشون باشیم.یاعلی
    با سلام
    اعیاد شعبانیه را تبریک عرض می کنیم
    با مطالب جدید به روز هستیم
    التماس دعا ...
    سلام
    با دو مطلب به روزم..
    عیدتون مبارک
  • حسین ولی خانی
  • باشدان ایاقه نوریدی جلوه سی نُه فلکده دی

    گویده ایاقینون یِری بال و پر ملکده دی

    کرب و بلا بهانه دی قبر حسین اورکده دی

    ________________________________

    سلام

    برادر عزیز

    وب لاگ ولائیتان کمی دیر باز میشود.

    ممنونم که سر زدید.

    یاعلی(ع)
    ماه میلاد سه پرچمدار عشق

    دلبر و دلداه و دلدار عشق

    ماه میلاد سه ماه عالمین

    سید سجاد و عباس و حسین
    سلام اعیاد مبارک باد بر شما
    ای که از خیل بنی هاشم توئی والا و افضل
    ارشد و با صولت و قامت رسا و مه جبینی
    مرد همت مرد عزت مرد تقوی و فضیلت
    عاشق حق و حقیقت مظهر صدق و یقینی
    ---------------------------------------------------

    جانم به فدای تو، ای ماه بنی هاشم
    قربان وفای تو، ای ماه بنی هاشم
    ای عبد مطیع حق، حق داده تو را رونق
    این است جزای تو، ای ماه بنی هاشم

    --------------------------------------------------
    میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد
    سلام
    اعیاد بر شما مبارک ان شا الله ...
    ایامتون هم به کام ...

    فرازهایی از مناجات شعبانیه هدیه به شما ...


    إِلَهِی اعْتِذَارِی إِلَیْکَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِی یَا أَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَیْهِ الْمُسِیئُونَ

    معبودا، عذرخواهی‌ام به درگاه تو مانند عذرخواهی کسی است که به پذیرش عذرش سخت نیازمند است. از این رو پوزشم پذیر، ای بزرگوارترین کسی که بدکاران از او پوزش خواهند.

    إِلَهِی لا تَرُدَّ حَاجَتِی وَ لا تُخَیِّبْ طَمَعِی وَ لا تَقْطَعْ مِنْکَ رَجَائِی وَ أَمَلِی

    معبودا، [دست] نیازم[خالی] باز مگردان و چشم امیدم نومید مساز، و [رشته‌] امید و آمالم مگسل.

    إِلَهِی إِنْ کَانَ صَغُرَ فِی جَنْبِ طَاعَتِکَ عَمَلِی فَقَدْ کَبُرَ فِی جَنْبِ رَجَائِکَ أَمَلِی

    معبودا، حاجتم را باز مگردان و طمعم را به نومیدى مکشان و امید و آرزویم را از درگاهت قطع مفرما.

    إِلَهِی لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِی لَمْ تَهْدِنِی وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِیحَتِی لَمْ تُعَافِنِی

    معبودا، اگر خواری‌ام می‌خواستی، هدایتم نمی‌کردی و اگر رسوایی‌ام می‌خواستی، عافیتم نمی‌بخشیدی.

    إِلَهِی مَا أَظُنُّکَ تَرُدُّنِی فِی حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِی فِی طَلَبِهَا مِنْکَ

    معبودا، چنین گمان ندارم که تو، بنده نیازمندی همچون مرا که برای رفع نیازم عمری در پیشگاهت سپری کرده‌ام، از خود برانی.

    إِلَهِی فَلَکَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا یَزِیدُ وَ لا یَبِیدُ کَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى

    معبودا، ستایش جاودان و پایدار و همیشگی از آن توست؛ ستایشی که فزونی گیرد و به نیستی نرود و آن سان باشد که تو دوست داری و پسندی.

    إِلَهِی إِنْ أَخَذْتَنِی بِجُرْمِی أَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِی بِذُنُوبِی أَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِی النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّی أُحِبُّکَ

    معبودا، اگر مرا به جرم و جریرتم گیری، تو را به عفو و گذشتت گیرم؛ و اگر مرا به گناهم‌گیری، تو را به آمرزشت گیرم؛ و اگر مرا به آتشم اندرسازی، به دوزخیان گویم که: ‌

    اِلهى اِنْ کانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِکَ عَمَلى فَقَدْ کَبُرَ فى جَنْبِ رَجاَّئِکَ اَمَلى

    معبودا، اگر در برابر طاعتِ تو کردارم خوار و بی‌مقدار آید، ولی در برابر
  • پایگاه ارزشی انقلابی
  • سلام همسنگر
    مطلبی به نام جدایی محمود از اسفندیار در خدمتیم
    منتظر دیدگاه شما در مورد این موضوع هستیم
  • شیــــــــــوانا
  • بهـــــــتر از این؟!

    که کــسی لحظه ی پابــــــوسیِ" تــو

    نفـــــس آخـــر خود را ؛؛

    بکِـــــــــشد پــا نشــــود ...!!!؟
    -----------------------------
    اعیاد شعبانیه مبارک...
    ماه شعبان مبارک
    ای دست تو، دستگیر عالم
    وی در رخ تو علی مجسم
    دریای عمیق مهربانی
    تمثال علی، علی ثانی
    مرآت حسین مظهر عشق
    گل واژه ی ناب دفتر عشق
    ای عبد خدانما، اباالفضل
    دریاب دمی مرا ابا الفضل

    میلاد مبارک
    ای تجلای نور در سینا
    ید بیضای توست با موسی
    حق نوشته ست با خطی از نور
    روی درگاه جنّت الاعلی
    در بهشتم بهار عباس است
    صاحب الاختیار عباس است
    میلاد مبارک
  • به یاد شهدای گمنام
  • امام سجاد(ع):
    رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ یَدَاهُ. امالی صدوق ،ص462
    خدا عمویم عباس را رحمت کند که جانبازى کرد و خود را فداى برادر کرد تا دو دستش قطع شد.
  • عاشق سیدعلی
  • دلم نه عشق میخواهد نه احساسات قشنگ
    نه ادعاهای بزرگ نه بزرگ های پر مدعا...
    دلم یک دوست میخواهد که بشود با او حرف زد
    و بعد پشیمان نشد !!!...

    سلام.قضیه کاپ چیه اخوی؟؟؟!کاپ دوست دارید؟؟
  • واحد عمار بسیج دانشجویی شهید علم الهدی
  • سلام علیکم
    خداقوت رزمنده
    إن شاءالله که مثل الآن همیشه قلمتون پایدار باشه
    """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
    رئیس جمهور حسن روحانی:نمی توان به زور و شلاق مردم را بهشت برد.

    """"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
    *رساندن مردم به بهشت وظیفه ماست*

    پخش آنلاین کلیپ تصویری:
    سخنان حکیمانه حضرت امام خامنه ای(مدظله العالی)در باب رساندن مردم به بهشت
  • فاطمه باصری
  • سلام

    شعبان بهانه ای است برای دوستی با خدا ، لحظه هایت سرشار از این دوستی باد.



    ولادت سه نور ولایت بر شما مبارک

    ماه میلاد سه پرچم دار عشق

    دلبر و دلداده و دلدار عشق

    ماه میلاد سه ماه عالمین

    سید سجاد و عباس و حسین(ع)
    سلام اعیاد شعبانیه مبارک

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">