««راهــــــــــــ شـــــــــیـــعــــه»»

فعالیت های فرهنگی و مذهبی
مشخصات بلاگ
««راهــــــــــــ شـــــــــیـــعــــه»»

اینجا یک رسانه برای اشاعه فرهنگ غنی تشیع است.
راه شیعه یعنی راه سرخ اباعبدالله الحسین(ع)
یعنی شهادت

الکسا

مقتدر مظلوم :: نوای وبلاگ

کد موزیک آنلاین برای وبگاه
پیوندها

فروغ جاویدان...

جمعه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۳، ۰۱:۱۵ ب.ظ

عملیات مرصاد

گروهک منافقین در پی حملات عراق به خاک میهن اسلامی و عقب‏نشینی های موقت رزمندگان اسلام، با تصور این ‏که پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ناشی از جدایی ملت و دولت است، به خیال واهی، فرصت را غنیمت شمرده و سعی در رسیدن به اهداف پلید خود نمود. منافقین با جمع‏آوری دیگر ضد انقلابیون سرخورده، از کشورهای مختلف اروپایی، نیرویی به استعداد تقریبی ۱۵هزار نفر فراهم کرده و با بهره‏گیری از جنگ‏افزارهای اهدایی صدام و دیگر اربابان خود، حمله خود را از غرب کشور به خاک جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند. نیروی هوایی عراق با حمایت مقدماتی، آنها را برای ورود به عمق خاک ایران و در نهایت، فتح تهران، ترغیب می کند. با این اتحاد شوم، قسمت‏هایی از اراضی میهن اسلامی مورد تجاوز قرار می ‏گیرد. ملت سلحشور و مسلمان ایران، پس از اطلاع از تجاوز منافقین به میهن اسلامی، به خروش آمده و به جبهه‏های جنگ اعزام می ‏شوند. سرانجام عملیات مرصاد در پنجم مرداد ماه ۱۳۶۷ ، با رمز مبارک یا علی(ع) و به منظور مقابله با منافقین در منطقه اسلام‏آباد و کرند غرب در استان کرمانشاه، آغاز گردید. منافقین خلق، خوشحال از پیروزی ‏های مقدماتی و در یک اقدام عجولانه، راهی باختران (کرمانشاه) شده و به خیال باطل خود، قصد حرکت به سمت تهران و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران را نمودند. رادیو منافقین، با ارسال پیام به مردم باختران، از آنها می خواهد که زمینه را برای ورود ارتش به اصطلاح آزادی ‏بخش مهیا سازند و آماده جذب در گردان‏ها و لشکرها باشند. از آن طرف رزمندگان اسلام در ۳۴ کیلومتری باختران، ناگهان راه را بر ستون‏های منافقین می بندند و واحدهای زرهی رزمندگان، در یک اقدام متهورانه، تعداد زیادی از ادوات سنگین زرهی منافقین را هدف قرار داده و به آتش می کشند. جاده باختران - اسلام‏آباد در همان لحظات اولیه، انباشته از ادوات سوخته شده می ‏شود و عکس‏العمل سریع رزمندگان، منافقین را به فراری مفتضحانه وادار می‏سازد. این عملیات در روز بعد نیز با حمله هوانیروز ارتش جمهوری اسلامی ایران با سرکوبی شدید منافقان ادامه یافت و دشمن را دچار شکست سخت و سنگینی نمود. بدین ترتیب، منافقان شکست خورده، در این تجاوز نابخردانه، متحمل تلفات و خسارات عظیمی شدند که بیش از ۱۲۰ دستگاه تانک، ۴۰۰ دستگاه نفربر، ۹۰ قبضه خمپاره‏انداز ۸۰ میلی‏متری، ۱۵۰ قبضه خمپاره‏انداز ۶۰ میلی ‏متری و ۳۰ قبضه توپ ۱۰۶ میلی ‏متری منهدم شد. علاوه بر آن ده‏ها دستگاه تانک، نفربر، خودرو و نیز صدها قبضه سلاح سبک و نیز مقادیری تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و مخابراتی به غنیمت نیروهای اسلامی درآمد. در این عملیات، ۴۸۰۰ نفر از منافقان نیز کشته و زخمی شدند.

 

 عملیات مرصاد

متن زیر به روایت شهید صیاد شیرازی از عملیات مرصاد اشاره دارد:

دو سه روز پیش از عملیات «مرصاد» و یا چهار، پنج روز پیش از آن، دشمن (عراقی‏ها) سوء استفاده می‌کرد. جمهوری اسلامی تازه داشت قطعنامه را می‏پذیرفت که عراقی‌ها سوءاستفاده کردند. فکر کردند جنگ تمام شد و ما هیچ آمادگی نداریم، آمدند از چهارده محور در غرب کشور، هجوم آوردند.

تنگه باوسیی، تنگه هوران، تنگه ترشابه، بعد هم پاسگاه هدایت، پاسگاه خسروی، تنگاب نو، تنگاب کهنه، نفت‏شهر، سومار، سرنی تا مهران حدود چهارده محور.

دشمن آمد داخل، رزمندگان ما را دور زدند. ما تا آن روز، چهل تا پنجاه هزار اسیر از آنها داشتیم و آنها اسیر از ما کمتر داشتند. این علمیات، خیلی وحشتناک بود! دلهایمان را غم فراگرفت تا آنجا که امام فرموده بود: "دیگر نجنگید"
من توی خانه بودم که یک دفعه ساعت ۳۰/۸شب، معاون عملیات ستاد کل که در آن موقع یکی از برادران سپاه بود، به من زنگ زد و گفت: فلان کس! دشمن از سرپل ذهاب، گردنه پاتاق با سرعت ‏به جلو می‏آید. همین جوری سرش را انداخته پایین می‏آید. من گفتم: کدام دشمن؟! اگر از یک محور دارد می‌آید پس چه جور دشمن است؟! گفت: نمی‏دانیم. گفت: همین طور آمده الان به کرند هم رسیده و کرند را هم گرفتند. چون بعد از پاتاق، می‏شود کرند، بعد از کرند، می‏شود اسلام‏آباد غرب و سپس می‏آید به کرمانشاه.

عملیات مرصاد

گفت: همین جور دارد جلو می‏آید. گفتم: این چه جور دشمنی است؟ گفت: ما هیچی نمی‏دانیم. گفتم: حالا از ما چه می‏خواهید؟ گفتند: شما بیایید بروید منطقه. خلاصه گفتم: اول یک حکمی بنویسد که من رفتم آنجا، نگویند تو چه کاره‏ای؟

درست است نماینده حضرت امام هستم، ولی نمایندگی حضرت امام از نظر فرماندهی، نقشی ندارد. او گفت: هر حکمی می‌خواهی، بگو ما می‏نویسیم. ما هر چه فکر کردیم، دیدیم مغزمان کار نمی‏کند. حواسمان پرت شد که این دشمن، چه کسی است.

آخر گفتم: فقط به هواپیما بگویید که ساعت ۳۰/۱۰آماده بشود، ما با هواپیما برویم به کرمانشاه. هواپیما آماده کردند. ساعت ۳۰/۱۰رفتیم کرمانشاه. رسیدیم کرمانشاه، دیدیم اصلا یک محشری است. مردم از شدت وحشت ریخته‌اند بیرون شهر.

عملیات مرصاد

این جاده بین کرمانشاه بیستون تقریبا حالت‏ بلواری دارد. تمام پر آدم، یعنی اصلا هیچ کس نمی‏تواند حرکت کند. طاق بستان محل قرارگاه بود. مجبور شدیم پیاده شویم، ماشین گرفتیم، رفتیم تا رسیدیم.

تا ساعت ۳۰/۱شب ما دنبال این بودیم، این دشمنی که دارد می‏آید، کیست؟ ساعت ۳۰/۱شب یک پاسداری سراسیمه و ناراحت آمد، گفت: من اسلام‏آباد بودم، دیدم منافقین آمدند، ریختند توی شهر (تازه فهمیدم منافقین هستند ریختند توی شهر) شهر را گرفتند و آمدند پادگان ارتش را که آن موقع ارتش آنجا نبود ارتش همه توی جبهه‏ ها بودند فقط باقی مانده آنها بودند، گرفتند.
فرمانده، سرهنگی بود که حرفشان را گوش نمی‏کرد. همانجا اعدامش کردند و می‏خواستند بیایند به طرف کرمانشاه، توی مردم گیر کردند، چون مردم بین اسلام‏ آباد تا کرمانشاه با تراکتور، ماشین و هر چی داشتند، ریختند توی جاده.

پس نخستین کسی که جلوی آنها را گرفته بود، خود مردم بودند. من به آقای «شمخانی‏» که الان وزیر دفاع است و آن وقت معاون عملیاتی در ستاد کل بود، گفتم: فلان کس! ما که الان کسی را نداریم، با کدام نیرو دفاع کنیم؟ نیروهامون هم توی جبهه مانده‏اند.

عملیات مرصاد

اینجا کسی را نداریم. هوانیروز همین نزدیک است، زنگ بزن به فرمانده آنها، خلبانها ساعت ۵صبح آماده شوند، من می‏روم توجیه‏شان می‏کنم.

(از زمین که کسی را نداریم.) با خلبانان حمله می‏کنیم. ایشان به فرمانده هوانیروز زنگ می‏زند و می‏گوید: من شمخانی هستم. فرمانده هوانیروز می‏گوید: من به آقای شمخانی ارادت دارم، ولی از کجا بفهمم که پشت تلفن، شمخانی باشد، منافق نباشد؟ تلفن را من گرفتم.

من بیشتر خلبان‌ها را می‏شناختم، چون با بیشتر آنها خیلی به مأموریت رفته بودم. همه آنها آشنا هستند. همین طور زنگ زدم، اسمش «انصاری‏» بود. گفتم: صدای من را می‏شناسی؟ تا صدای ما را شنید، گفت: سلام علیکم و احوالپرسی کرد. فهمید.

عملیات مرصاد

گفتم: همین که می‏گویید، درست است. ساعت ۵صبح خلبانها آماده باشند تا من توجیه‏شان کنم. صبح تا هوا روشن شد، شروع کنیم، وگرنه، دیگه منافقین بریزند، اوضاع خراب می‏شود.

۵صبح، ما رفته بودیم و همه خلبانها توی پناهگاه آماده بودند، توجیه‏شان کردیم که اوضاع خراب است، دو تا بالگرد جنگی کبری، یک ۲۱۴آماده بشوند و با من بیایند. اول ببینم کار را از کجا شروع کنیم. بعد، بقیه آماده باشند تا گفتیم، بیایند.

عملیات مرصاد

این دو تا کبری را داشتیم. خودمان توی بالگرد ۲۱۴جلو نشستیم. گفتم: همین جور سر پایین برو جلو ببینیم، این منافقین کجایند. همین‏طور از روی جاده می‏رفتیم نگاه می‏کردیم، مردم سرگردان را می‏دیدیم. ۲۵ کیلومتر که گذشتیم، رسیدیم به گردنه چار زبر که الان، نامش را گذاشته‏اند "گردنه مرصاد"
من یک دفعه دیدم وضعیت غیر عادی است، با خاکریز جاده را بستند. یک عده پشتش سنگر گرفتند و با تفنگ سبک می‌جنگند.

اصلا من اسم اینها را ملایکه می‌گذارم. اینها از کجا آمده بودند؟ کی به آنها مأموریت داده بود؟! معلوم نبود. بالگرد داشت می‏رفت. یک دفعه نگاه کردم، مقابل اون ‏ور خاک‏ریز، پشت ‏سر هم تانک، خودرو و نفربر همین جور چسبیده بودند و همه معلوم بود مربوط به منافقین است و فشار می‏آورند تا از این خاکریز رد بشوند.

گردانی بوده از سپاه از همین تیپ انصار الحسین مال همدان. اینها عازم منطقه جنوب بودند توی مسیر می آیند با اینها روبه‌رو می‌شوند. همانجا خاکریز می‌زنند. شاید ۵۰ درصد این گردانها شهید می‌شوند، ولی کسی از خاکریز گذر نمی‌کند. به خلبانها گفتم: دور بزنید، وگرنه ما را می‏زنند. به اینها گفتم: بروید از توی دشت؛ یعنی از بغل برویم. رفتیم از توی دشت از بغل. معلوم شد که حدود ۳ تا ۴ کیلومتر طول این ستون است.

عملیات مرصاد

من کلاه گوشی داشتم. می‏توانستم صحبت کنم. به خلبان گفتم: اینها را می‏بینید؟ اینها دشمنند بروید شروع کنید به زدن تا بقیه هم برسند. خلبان‌های دو تا کبری‏ها رفتند به طرف ستون، دیدم هر دویشان برگشتند. من یک دفعه داد و بیدادم بلند شد، گفتم: چرا برگشتید؟ گفتند: بابا! ما رفتیم جلو، دیدیم اینها هم خودی ‏اند. چی‏چی بزنیم اینهارو؟!

خوب اینها ایرانی بودند، دیگه مشخص بود که ظاهرا مثل خودی‏ها بودند و من هر چه سعی داشتم به آنها بفهمانم که بابا! اینها منافقند، گفتند: نه بابا! خودی را بزنیم! برای ما مسأله دارد. فردا دادگاه انقلاب، فلان. آخر عصبانی شدم، گفتم بنشین زمین. او هم نشست زمین.

دیدیم حدودا ۵۰۰ متری ستون زرهی نشسته ‏ایم و ما هم پیاده شدیم و من هم به خاطر اینکه درجه‏ه ایم مشخص نشود، از این بادگیرها پوشیده بودم، کلاهم را هم انداخته بودم توی بالگرد.
عصبانی بودم، ناراحت که چه جوری به اینها بفهمانم که این دشمن است.

گفتم: بابا! من با این درجه‏ام مسئولم. آمدم که تو راحت‏ بزنی. مسئولیت ‏با منه. گفت: به خدا من می‏ترسم. من اگر بزنم، اینها خودی ‏اند، ما را می‏برند دادگاه انقلاب. حالا کار خدا را ببینید! منافقین مثل اینکه متوجه بودند که ما داریم بحث می‏کنیم راجع به اینکه می‏خواهیم بزنیم آنها را.

منافقین سرلوله توپ را به طرف ما نشانه گرفتند. حالا من خودم توپچی بودم. اگر من می‏خواستم بزنم با اولین گلوله، مغز بالگرد را می‏زدم. چون با توپ خیلی راحت می‏شود زد. فاصله یا برد ۲۰ کیلومتری می‏زنیم، حالا که فاصله ۵۰۰ متری، خیلی راحت می‏شود زد. اینها مثل اینکه وارد هم نبودند، زدند.

عملیات مرصاد

گلوله ۵۰ متری ما که به زمین خورد، من خوشحال شدم، چون دلیلی آمد که اینها خودی نیستند. گفتم: دیدی خودی‏ها را؟ اینها بچه کرمانشاه بودند، با لهجه کرمانشاهی گفتند: به علی قسم، الان حسابش را می‏رسیم. سوار بالگرد شدند و رفتند.

جایتون خالی. اولین راکتی که زد، کار خدا بود، اولین راکت‏ خورد به ماشین مهماتشان. خود ماشین منفجر شد. بعد هم این گلوله ‏ها که داخل بود، مثل آتشفشان می‏رفت ‏بالا. بعد هم اینها را هر چه می‏زدند، از این طرف، جایشان سبز می‏شدند، باز می‏آمدند.


من دیگه به بالگرد کبری گفتم: بچه ‏ها! شماها بزنید. ما بریم به دنبال راه دیگه. چون فقط کافی نبود که از هوا بزنیم، باید کسی را از زمین گیر می‏ آوردیم. ما دیگه رفتیم شناسایی کردیم. یک عده توی سه راهی روانسر، یک عده توی بیستون، فلاکپ، هر چه گردان بود، اینها را با بالگرد سوار می‏کردیم، دور اینها می‏چیدیم.

مثل کسی که با چکش می‏خواهد روی سندان بزند، اول آزمایش می‏کند، بعد می‏زند که درست ‏بخورد. ما دیگه با خیال راحت دور آنها را گرفتیم. محاصره درست کردیم.

عملیات مرصاد

نیروهای سپاه هم پس از ۲۴ ساعت از خوزستان رسید. نیروهای ارتش هم از محور ایلام آمد. حال باید حساب کنید از گردنه چار زبر تا گردنه حسن آباد، ۵ کیلومتر طولش است. همه اینها محاصره شدند، ولی هرچی زده بودیم، باز جایش سبز شده بود. بعد از ۲۴ ساعت‏ با لطف خداوند، اینان چه عذابی دیدند... بعضی از آنها فراری می‏شدند توی این شیارهای ارتفاعات، که شیارها بسته بود، راه نداشت، هر چه انتظار می‏کشیدیم، نمی ‏آمدند. می‏رفتیم دنبال آنها، می‏دیدیم مرده‌اند.

اینها همه سیانور خورده بودند و خودشان را کشته بودند. توی اینها، دخترها مثلا فرماندهی می‏کردند. از بی‌سیم‏ها شنیده می‏شد: زری، زری! من به گوشم. التماس، درخواست چه بکنند؟ اوضاع برای آنها خراب بود. ما دیدیم اینها هم منهدم شدند...


بعد گفتیم، برویم دنباله اینها را ببندیم که فرار نکنند. باز دوباره دو تا بالگرد کبری گیر آوردیم و یک بالگرد ۲۱۴ ، که رفتم به طرف گردنه پاتاق. از اسلام ‏آباد رد می ‏شدم، جاده را نگاه می‏کردم که ببینم منافقین چگونه رفت و آمد می‏کنند.

دیدیم یک وانت با سرعت دارد می‏رود. حقیقتش دلمون نیامد که این یکی از دستمون در برود. به خلبان کبری گفتم: از بغل با اون توپت - توپ ۲۰ میلی متری خوبی دارند که از ۲-۳کیلومتری خوب می‏زند- یک رگباری بزن، ترتیبش را بده.

گفت: اطاعت می‌شه. تا آمدم بجنبم، دیدم بالگرد رفته بالای سرش، مثل اینکه می‏خواهد اینها را بگیرد، من گفتم: «جلو نرو زیرا اگر بروی جلو، می‏زنندت.»

یک دفعه بالگرد را زدند، دیدم بالگرد رفت، خورد به زمین شخم زده. یک دود غلیظی مثل قارچ، بلند شد؛ مثل اینکه دود از کله ما بلند شد که ای کاش نگفته بودیم: برو! اشتباه کردم. حالا چکار کنیم؟ خلبان را نجات بدهم، ما را هم می‏زدند. آنجا پر منافق بود. به هر صورت، خلبانها را راضی کردم که برویم یک آزمایش کنیم، ببینیم می‏توانیم که خلبان را نجات بدهیم. دیدیم بالگرد دومی گفت: من توپم کار نمی‏کند، نمی‏توانم پشتیبانی کنم. برویم آنجا، می‏زنند.

عملیات مرصاد

گفتم: هیچی، اینها که شهید شدند، برویم به طرف ادامه هدف. رفتیم محل را شناسایی کردیم.

حدود یکی دو گردان نیرو را من توی گردنه پاتاق پیاده کردم و راه را بر آنها بستم که فرار نکنند. برگشتیم، شب شد. صبح ساعت ۸ بود که من توی طاق بستان بودم. یک دفعه، تلفن زنگ زد. فرماندهی هوانیروز گفت: فلان کس! دو تا خلبان پیش من هستند، دو تا خلبانی که دیروز گفتی شهید شدند.

گفتم: چی؟ من خودم دیدم شهید شدند! گفت: آنها آمدند. بعد، خودمان را به خلبانها رساندیم. تعریف کردند و گفتند: ما رفتیم آنها را از نزدیک کنترل کنیم، ما را زدند. سیستم‌های فرمان بالگرد، قفل شد؛ یعنی دیگه کنترل نبود. ما فقط با هنر خودمان، زدیم به خاک به صورت سینمال، که سقوط نکنیم. وقتی زدیم، یک دفعه دیدیم موتور دارد آتش می‏گیرد ولی ما زنده‏ ایم. هنوز یکی از کابین‌ها باز می‏شد. لکن کابین دیگری باز نمی‏شد، قفل شده بود. شیشه‏‌اش را با سنگ شکستیم، آمدیم بیرون، دوتایی از این دود استفاده کردیم و به طرف تپه مقابل فرار کردیم. بعد، منافقین که آمدند، دیدند جایمان خالی است، رد پایمان را دیدند و دیدند که ما داریم پای تپه می‏رویم. افتادند دنبال ما. بالای تپه رسیدم. نه اسلحه‏ای داریم نه چیزی. خدایا! (شهادتین را می‏گفتیم). کار خدا، یک دفعه دیدیم از طرف ایلام دو تا کبری آمدند. اصلا چه جوری شد که یک دفعه اونجا پیدا شدند؟! آمدند به طرف جاده، شروع کردند به زدن اینها و آنها هم پا به فرار گذاشتند.

حالا اینها از این ور فرار می‏کنند، ما از اون ور فرار می‏کنیم. ما هم از فرصت استفاده کردیم به طرف روستاهایی که فکر کردیم داخل آنها، دیگه منافق نیست، رفتیم. بعد، رسیدیم به روستا، و خیالمان راحت‏ شد که دیگر نجات پیدا کردیم.

تا رفتیم توی روستا، مردم دور ما را گرفتند. منافقین! منافقین! گفتیم: بابا! ما خودی هستیم. ما خلبانیم.

گفتند: نه، شما لباس خلبانی پوشیدید و شروع کردند به کتک زدن ما. کار خدا یکی از برادرهای سپاه اونجا پیدا شده، گفته: شما کی را دارید می‏زنید؟ کارتشان را ببینید.

کارتمان را دیدند، گفتند: نه بابا! اینها خلبانند. شروع کردند روبوسی با اینها یک پذیرایی گرم. صبح هم بالگرد کبری آنجا پیدا شده بود.

بالگرد کمیته، ساعت ۸ آنها را رسانده بود به محل پایگاه، که آنها را ما حالا دیدیم. به هر حال خداوند متعال در آخر این روز جنگ یا عملیات «مرصاد» به آن آیه شریفه، عمل کرد که خداوند در آیه شریفه می‏فرماید: «با اینها بجنگید، من اینها را به دست ‏شما عذاب می‏کنم و دلهای مؤمن را شفا می‏دهم و به شما پیروزی می‏دهیم.» (توبه-۱۴) و نقطه آخر جنگ با پیروزی تمام شد که کثیفترین و خبیث‌ترین دشمنان ما (منافقین) در اینجا به درک واصل شدند و پیروزی نهایی، ما یک پیروزی عظیم بود.

عملیات مرصاد

محمود مظفر یکی از رزمندگانی که در عملیات مرصاد شرکت داشته می گوید: باعث تعجب بود دختران ۲۰ ساله‌ با روسریهای رنگی و شعار الله اکبر به عشق فتح تهران اسلحه های خود را سمت رزمندگان ایرانی می گرفتند و شلیک می کردند، مغز آنها را شستشو داده بودند...

به گزارش خبرنگار مهر، در سال پایانی جنگ تحمیلی حوادث و تحولات نظامی و سیاسی روندی پرشتاب به خود گرفت. اجرای موفقیت آمیز عملیات والفجر ۱۰ از سوی رزمندگان اسلام، بمباران وسیع شیمیایی در حلبچه، حمله نیروهای عراقی به مواضع رزمندگان ایرانی، پذیرش قطعنامه ۵۹۸از سوی ایران، هجوم مشترک ارتش عراق و گروهک خود فروخته منافقین به جبهه‌های غرب و جنوب و سرانجام یورش سلحشوران ایران اسلامی بر متجاوزان، رویدادهای مهم جنگ در سال هشتم بود که در نهایت به برقراری آتش بس در جبهه های نبرد منجر شد.

در پایان جنگ، صدام نه تنها از دستیابی به اهداف خود بازمانده بود، بلکه در دور تسلسلی پایان ناپذیر گرفتار شده بود که او را به اشغال کشور کویت ناچار ساخت. اما این اقدام صدام، آخرین حرکت او در صفحه شطرنج سیاست و خفت بارترین تصمیم هایش بود که به سقوط رژیم بعث و اشغال کشور عراق انجامید.

پس از مقاومت نیروهای اندک سپاه و بسیج (در حد یک گردان) در دشت حسن آباد و زمین گیر شدن نیروهای دشمن در پشت ارتفاعات چهار زبر، به تدریج فرماندهی و نیروهای خودی برای آزادسازی مناطق تصرف شده و انهدام نیروهای منافقین، در منطقه متمرکز شدند.



روز پنجشنبه، ۶/۵/۱۳۶۷عملیات مرصاد با رمز یا علی بن ابیطالب(ع) آغاز شد. در این عملیات، سه گردان از تیپ نبی اکرم(ص)، تیپ مسلم و یک گردان از ایلام از پشت به اسلام آباد حمله کردند. منافقین تصور می کردند همانند روزهای قبل، نیروهای عراقی همچنان در این مناطق حضور دارند؛ حال آن که عراقیها عقب نشینی کرده و منطقه در دست نیروهای ایرانی بود.


عملیات مرصاد


به همین دلیل، نیروهای خودی توانستند به راحتی از این محور وارد اسلام آباد شوند. بلافاصله پس از آزاد سازی شهر اسلام آباد، یگانهای سپاه پیشروی را به سمت "کرند" آغاز کردند. قبل از رسیدن نیروهای خودی به این شهر، در ساعت ۳ نیمه شب، سه فروند هلی کوپتر ترابری در "کرند" به زمین نشستند و تعدادی از کادر منافقین و رهبری سازمان را از شهر خارج کردند. این واقعه، نشانه آشکاری از آغاز شکست منافقین بود؛ چنانکه پس از مدتی با پیشروی نیروهای خودی به سمت کرند و انهدام تانکهای زره پوش برزیلی منافقین، دشمن هر آنچه داشت پس از ۴۸ ساعت بر زمین نهاده و متواری شد.



هلاکت ۲۰۰۰ منافق در عملیات مرصاد

در این عملیات حدود دو هزار تن از نیروهای منافقین به هلاکت رسیدند و حدود یکهزار تن زخمی شدند. که در میان کشته شدگان و اسرا، تعدادی از کادرهای سازمان و فرماندهان تیپها دیده می شد.



خودکشی با سیانور در مرصاد

محمود مظفر یکی از رزمندگان گردان حبیب از لشکر محمد رسول الله تهران در عملیات مرصاد در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: آن زمان من خیلی جوان بودم و برایم باعث تعجب بود که می دیدم دختران و پسران ۲۰ساله به عشق فتح ایران و تهران با شعار الله اکبر به جبهه آمده بودند ولی اسلحه هایشان را به سمت رزمندگان ایران گرفته و بدون تفکر به اعتقاداتشان با ما می جنگیدند.

وی افزود: آنقدر منافقین مغز این جوانها را شستشو داده بودند که حتی وقتی خود را در محاصره ما می دیدند و راه فرار نداشتند سیانور می خوردند تا زنده اسیر نشوند. دختران منافق با روسریهای رنگی و لباسهای کماندویی به عشق فتح تهران با ما می جنگیدند. به آنها گفته بودند در تمامی شهرهای ایران نیروهای منافق مستقر شده و از آنها حمایت می کنند در حالیکه اینها همه دروغ و رویا بود.

مظفر که سه تن از برادرانش در عملیات مرصاد شهید شده اند در مورد علت پیروزی ایران در عملیات مرصاد گفت: عملیات مرصاد در اواخر دوران دفاع مقدس رخ داد و جبهه ها کم کم از نیروهای رزمنده خالی شده بود ولی پس از فرمان امام تمام نیروهای مردمی بسیج شدند و با اطاعت از فرمان ولی فقیه و با روحیه شهادت طلبانه ای که داشتند توانستند بر دشمن منافق پیروز شوند

عملیات مرصاد

  • رضا نعمتی ««راهـــــ شـــیـــعــــه»»

شهید صیاد شیرازی

عملیات مرصاد

فروغ جاویدان

قطعنامه 598

مسعود رجوی

نظرات (۹۱)

I think what you typed was very reasonable. However, what about this?
what if you were to create a killer title? I ain't suggesting
your content isn't good., but what if you added something to possibly grab a person's attention? I mean فروغ
جاویدان... :: ««راهــــــــــــ شـــــــــیـــعــــه»» is kinda vanilla.
You should look at Yahoo's front page and note how they create
post titles to grab people to open the links.

You might add a video or a related pic or two to get readers interested about what you've got to
say. Just my opinion, it could bring your website a little livelier.
یک منتقم از طواف حج می آید
با اسب، و ذوالفقار کج می آید
آمین خدا برای اللهم
عجل ولیک الفرج می آید
  • حامی ولایت
  • سلام همسنگر خداقوت
    الا لعنه الله علی القوم الظالمین
    سلام وب زیبایی دارید بسیار عالی کار کردید خدا قوت ...اگه مایل باشید تبادل لینک کنیم یا علی مدد.....
    پاسخ:
    پاسخ: سلام
    اونوقت کجا بیام؟به کدوم آدرس؟
    سلام
    کجا خوندید من همیشه از اسلام دفاع کردم
  • ☆❤★تارا☆❤★
  • ممنون که اومدید
    اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَیِّیرُ النِّعَمَ البَغىُ وَ الذُّنوبُ التَّى تورِثُ النَّدَمَ القَتلُ وَ الَّتى تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ وَ الَّتى تَهتِکُ السُّتورَ شُربُ الخَمرِ وَ الَّتى تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا وَ الَّتى تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطیعَةُ الرَّحِمِ و َالَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ وَ تُظلِمُ الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَینِ؛


    گناهی که نعمت ها را تغییر مى دهد، تجاوز به حقوق دیگران است. گناهى که پشیمانى مى آورد، قتل است. گناهى که گرفتارى ایجاد مى کند، ظلم است. گناهى که آبرو مى بَرد، شرابخوارى است. گناهى که جلوى روزى را مى گیرد، زناست. گناهى که مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خویشان است. گناهى که مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تیره و تار مى کند، نافرمانى از پدر مادر است.

    علل الشرایع ج 2، ص 584 ، ح 27
  • یک دختر زهرایی
  • سلام ممنونم از نظرتون به روزم بیاید نظر یادتون نره
  • هیئت قمربنی هاشم(ع) روستای لیمونده
  • سلام
    با تبادل موافقی
    خبرکن
  • هیئت قمربنی هاشم(ع) روستای لیمونده
  • تا نفس می زنیم همه، تا دمی که ما زنده ایم
    یادمون نره از روی شهدا شرمنده ایم

    توی قصه ی عاشقی همیشه بازنده ایم
    فراموش نکنیم که از شهدا شرمنده ایم

    دلامون شده خالی از غم عاشقی و جنون
    توی شهر ما این روزا فراموش شده یادتون

    یاد صیاد و کاظمی، یاد همت و باکری
    یاد اون مردا بخیر، یاد چمران و باقری
    زیبا بود
    لطفا تا آخر بخون
    این روزها مسلما پیام های زیادی مبنی بر اینکه آخر آنها نوشته شده آن را برای 10 نفر بفرست تا امروز یا چند ساعت دیگه یا این هفته معجزه ببینی ،به چشم خورده است.
    راستی تا حالا فکر کردی مبدا این پیام ها از کجاست؟
    به کجا میروند؟
    هدف از ارسالشان چیست؟
    و یا از کدام کشور شروع میشوند؟
    پس خوب توجه کن!
    چندی پیش روزنامه ی تلاویو در چاپ سراسری خود با این تیتر که چگونه اسلام را متزلزل کنیم سپس آنرا در اختیار بگیریم منتشر شد.
    هنری لیونر (که به عنوان فقیه دینی در اسرائیل فعالیت میکند)تصریح کرده که همکاران ما شب و روز در واتساپ در حال تلاش برای تضعیف اسلام در بین مسلمانان هستند.
    هنری لیونر افزود:ما با طراحی پیام های فارسی،عربی ترکی و اردویی و آوردن نام پیامبر و ائمه،در آخر پیامها مینویسیم به 10 نفر بفرست تا امروز معجزه ی آن را ببینی!
    با گذشت امروز یا ساعت یا هفته مسلمانان میبینند که خبری از معجزه نیست،پس آنرا خرافه تلقی میکنند و اینگونه ایمانشان را کم کم از دست میدهند.
    انشاءالله از امروز با دیدن این گونه پیام ها از ارسالشان خودداری کنیم.
    ممنون از نگاه مهربونت.
    اگه دلت برای دینت میتپه و میخوای اسرائیلو ناامید کنی منتشرش کن.
  • محمدرضا شیخی
  • سلام علیکم.بخدا این منافق ها خیلی بدبخت هستند حتی بدبخت تر از یهودی ها.منافقین همیشه در توهم منافع خود و نابودی حکومت اسلامی هستند.یک منافق هرگز نمیتونه ذات خودش رو پنهان کنه.همیشه یک جایی خودش رو لو میده.بعضی وقتا در پوشش دفاع از مردم علیه حکومت اسلامی اقدام میکنه اما وقتی با استقبال مردم روبرو نمیشه مثل یک سگ هار به هر کسی برسه گاز میگیره فرقی هم براش نمیکنه به نظامی ضربه بزنه یا غیر نظامی
    h
    پاسخ:
    پاسخ: ؟
    یاد و خاطر همشون بخیر
    دو تا از شهدای مسجد ما هم شهید مرصاد هستند
    خداوندا ، بلندای دعایت را عطایم کن
    تو ای معشوقه عالم
    از این پس عاشقی را پیشه ام فرما
    خدایا راستش من آدمیزادم
    گاه گاهی گر گناهی میکنم ، طغیان مپندارش !
    کریما من گنهکارم ، تو بخشنده !
    ممنون هه!
    تا حاللا ندیده بودم فرمانده بشه زری خانوم!
    یاد مستند نامه ای به دخترم سمیه افتادم که اینا رو چه بدجور شستشوی مغزی می دادند...
    به هر حال ممنون
    یا علی مدد
    اللهم عجل لولیک الفرج بحق الرینب(سلام الله علیها)
    التماس دعای فرج
  • جوانان متحد انزلی چی
  • مطالب و عکساتون عالی بود
    یا علی
  • خادم اهل بیت
  • با عرض سلام و ضمن تشکر از حضور گرم شما همسنگر عزیز.انشالله لیاقت داشته باشیم رهروان شایسته ای برای شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس باشیم.یاحق.بدرود
  • محمدرضا شیخی
  • سلام علیکم.متأسفانه بعضی منافق های داخلی که در پوشش مسلمان در تعارض با نظام جمهوری اسلامی ایران هستند در روز روشن واقعیت های فروغ جاویدان را انکار میکنند و میگویند منافقین(همان مجاهدین دروغین خلق) اصلا با مردم کاری نداشته اند و فقط با سپاهی ها سرو کار داشته اند و اصلا آسیبی به مردم غیر نظامی نرسانده اند
    سلام
    خداقوت
    ممنون
  • سلطان ابالحسن
  • غصه نخور کبوتر ، دوباره پر می گیری
    ایشالا از فاطمه ، اذن سفر می گیری
    پر می زنی با گریه ، برای این گداها
    از حرم خاکیه ، زهرا خبر می گیری
    غصه نخور کبوتر ، تمومی داره دوری
    هر طوری باشه باید ، بریم بقیع یه جوری
    بریم با بال خاکی ، زائر مجتبا شیم
    آخه حسن غریبه ، آخه تا کی صبوری؟
    زخم دل مجتبی ، توی کوچه نمک خورد
    نگو نگو که مادر ، بین کوچه کتک خورد
    میون درب و دیوار ، گذاشتنش نامردا
    یه بار شیشه داشتش ، سالم نموند ترک خورد
    غم دلمو شکسته ، خون روی در نشسته
    سینه ی یک پرستو ، با میخ در شکسته
    اشکای دونه دونش ، میریزه روی گونش
    میگه علی علی علی جان ، با نفسای خسته
  • ▂▃▅▆▇█چـــــــــــــادرخاکی █▇▆▅▃▂
  • نماز صبح در مسجد الاقصی
    نماز ظهر و عصر در کربلا
    نماز مغرب و عشاء در بقیع
    اولین روز آمدنت آقا چه صفایی دارد

    أَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّل فَرَجَهُم
  • به یاد شهدای گمنام
  • دلم خوش است که روزی اقامه خواهم بست

    نماز نافله ای گوشه ی مزار حسن(ع)

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین
  • کربلایی آرش عبدلی
  • سلام همسنگر قدیمی شما از قبل لینک بودید
    زیر لینک
    ۩ ★**☆منتظران ظهور★**☆ ۩

    لوگوی شما رو هم قرار دادم التماس دعا
  • بنده ی خـــ♥ــــدا
  • قصد ما این است که نمیریم تا توبه کنیم، ولی توبه نمی کنیم تا اینکه می میریم.

    حضرت امام علی (ع)....
    سلام ممنون از حضورتان
    سلام.
    ممنون از حضور گرمتان
    با افتخار لینک شدید.
    خوشحال میشم افتخار دهید و وب من را با نام عطر ظهور لینک کنید.
    یامهدی
  • امام نقی(ع)
  • مجنون حریف غصه لیلا نمیشود

    زخم فراق بی تومداوانمیشود

    فالی زدم به حضرت حافظ بازگفت

    بخت همیشه بسته ما وانمیشود

    آب از سرم گذشت دراین موج بیکسی

    ساحل حریف طعنه دریا نمیشود

    دلخوش به هیئتم که شنیدم حضور تو

    جز در هوای روضه سقا نمیشود

    جان دو دست حضرت عباس جان مشک

    آقا بیا که بخت دلم پا نمیشود
    ...........
    ای بقیع ...

    باز کن بر روى من آغوش جان را اى بقیع
    تا ببینم دوست دارى میهمان را اى بقیع

    خاکى اما برتر از افلاک دارى جایگاه
    در تو مى‏بینم شکوهِ آسمان را اى بقیع

    پنج خورشیدِ جهان‎افروز در دامان تست
    کرده‏اى رشک فلک این خاکدان را اى بقیع

    مى‏رسیم از گرد ره با کوله بار اشک و آه
    بار ده این کاروانِ خسته جان را اى بقیع

    جز تو غم‏هاى على را هیچ کس باور نکرد
    مى‏کشى بر دوش خود بارى گران را اى بقیع

    باز گو با ما، مزار کعبه‎ی دل‎ها کجاست
    در کجا کردى نهان آن بى‏نشان را اى بقیع

    قطره‏اى، اما در آغوش تو دریا خفته است
    کرده‏اى پنهان تو موجى بیکران را اى بقیع

    چشم تو خون گرید و «پروانه» مى‏داند کجاست
    چشمه ‎ی جوشان این اشکِ روان را اى بقیع

    محمد علی مجاهدی"پروانه"
  • حیات خلوت دل
  • خیلی زببا و شیوا عملیات مرصاد را مثل همیشه به نگارش در آوردید . انشالله که روح شهدای مرصاد شاد و راهشان پایدار باشد .
    سلام بزرگوار
    ممنون از حضور سبزتون .
    شرمنده دشمنتون من شرمنده شماهستم که دیر به دیر بهتون سر میزنم .
    آدرس وبم هم همینیه که در بالا اومده و خودتون هم ازش بازدید کردید .یک وب دیگه هم دارم بنام خلوت نیستان که آدرسش اینه :
    http://khalvateneyestan.blogfa.com
    البته مدتیه که بعلت مشغله کاری نبونستم آپ بشم . ولی انشالله سعی میکنم .از اول شهریور ماه با مطالب جدید آپ کنم وبهتون اطلاع دهم .
    من الله توفیق و التماس دعا
  • مدعی انتظار
  • هم نشین بی خرد مباش، که کار زشت خود را زیبا جلوه داده، دوست دارد تو همانند او باشی. حضرت علی(ع)



    http://jomalatziba.blogfa.com
  • کرمانشـاه گهواره تمـدن/میلاد
  • سلام دوست عزیزم ممنون از حضور گرمتون در وبم.اگه با تبادل لینک موافق بودید خبرم کنید تا لینکتون کنم
  • به یاد شهدای گمنام
  • پیامبرگرامی اسلام(ص):
    أَیُّهَا النَّاسُ عَظِّمُوا أَهْلَ بَیْتِی فِی حَیَاتِی وَ مِنْ بَعْدِی وَ أَکْرِمُوهُمْ وَ فَضِّلُوهُم . بحارالانوار ،ج 72،ص467
    اهل بیت مرا در حیاتم و پس از من بزرگ و گرامى بدارید و آنان را[بر دیگران] برترى دهید
  • مفقود الاثر
  • سلام

    خیر سرشون اومده بودن 7 - 8 روزه ایران رو بگیرن
  • محراب دل(باصری)
  • سلام

    هرکس میخواهد مارابشناسد داستان کربلا را بخواند.
    هرچند اگر دل کربلایی نباشد، خواندن داستان را نیز سودی نیست.
    شهید آوینی
  • فاطمه باصری
  • سلام

    هرکس میخواهد مارابشناسد داستان کربلا را بخواند.
    هرچند اگر دل کربلایی نباشد، خواندن داستان را نیز سودی نیست.
    شهید آوینی
  • هشتمین خورشید
  • آیت الله بهجت فرمود»

    خداوند میفرماید : به عزت و جلالم قسم،قطع میکنم امید بنده ای را که به غیر من امید دارد
  • فاطمه باصری
  • سلام

    خدایم را دوست دارم چون وفادارترین است
    و شاید به رسم همین وفاداریست که دوستانم را به او میسپارم . . .

    **********
    سلام
    مطالبتون عالی بود
    دیرگاهیست در درونم غوغایی برپاست…
    به گمانم که کسی می آید!
    شاید تو باشی،
    ای موعود!
    اللهم عجل لولیک الفرج
    ------------
    سلام علیکم...
    آپم و منتظر حضور سبز و نظرات ارزشمندتان هستم...
    التماس دعای فرج
    یاحق
  • ★ ساخت ابزار صلواتی ★
  • سلام
    خواهش میکنم
    وظیفم بودش
    التماس دعا
  • معبر سایبری بی سنگر
  • سلام شما از قبل لینک بودید منم لینک شما بودم
  • گنجینه گمشده
  • متاسفانه این روزها شبکه های اجتماعی اسرائیلی(فیس بوک ، واتس اپ ، وایبر ...) همه گیر شدن

    و در اینکه این شبکه ها برای اسرائیل درامد زایی میکنه شکی نیست

    و با همین درامد ها تولید سلاح میشه علیه مردم غزه



    برای حمایت از مردم غزه و جلوگیری از افزایش ثروت سگ هار منطقه تصمیم خروج دسته جمعی از شبکه های اجتماعی اسرائیلی را داریم




    خروج تعداد زیادی از اعضای این شبکه های اجتماعی ضربه ی بزرگی برای آن هاست

    لطفا دست رو دست نذارین
    سلام و عرض ادب و آرزوی توفیق و ایامی به کام برای شما

    شخصى محضر پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم مشرف شد.
    حضرت به او فرمودند:
    آیا مى خواهى تو را به کارى راهنمایى کنم که به وسیله آن داخل بهشت شوى؟
    مرد پاسخ داد:
    مى خواهم یا رسول الله!
    حضرت فرمودند:
    از آن چه خداوند به تو داده است انفاق کن و به دیگران بده!
    مرد: اگر خود نیازمندتر از دیگران باشم، چه کنم؟
    فرمودند:
    مظلوم را یارى کن!
    مرد: اگر خودم ناتوان تر از او باشم، چه کنم؟
    فرمودند:
    نادانى را راهنمایى کن!
    مرد: اگر خودم نادان تر از او باشم، چه کنم؟
    فرمودند:
    در این صورت زبانت را جز در موارد خیر نگهدار!
    سپس رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
    آیا خوشحال نمى شوى که یکى از این صفات را داشته باشى و به بهشت داخلت نمایند؟
    [بحارالانوار ج71، ص296]
    ----------------------------------------
    ظلم و ستم از مهم‌ترین عوامل خشم الهی است.
    امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به این سؤال که بین آسمان و زمین چه مقدار فاصله است فرمود:
    فاصله میان آسمان و زمین به اندازه کشیده شدن یک آه و دعای یک مظلوم است.
    [بحارالأنوار، ج10، ص88]


    غزه را فراموش نکنیم ....

    اللهم عجل لولیک الفرج

    موفق باشی

    در پناه الله
    کاش ، به همان اندازه ای که از حرف مردم میترسیم،

    از تو می ترسیدیم ...

    که اگر اینگونه بود دنیای ما دنیای دیگری بود ،

    و آخرت ما آخرت دیگری ...

    کاش ...
  • شهدای گمنام
  • سلام
    بروزیم
    تشریف بیارین ...
    یاعلی
    سلام
    ممنونم از حضورتون ، پستهای مفیدی میگذارید ، واقعا باید قهرمانهای واقعی کشور روشناخت و از حماسه هایی که در دوران جنگ شکل گرفته آگاه شد
    ممنونم خدا خیرتون بده
    اللهم عجل لولیک الفرج
    پایدار باشید
    یاعلی ع
    سلام سپاس از حضورتون...با افتخار لینک شدین
  • مدعی انتظار
  • سلام خدا قوت
  • امام نقی(ع)
  • سلام به شما......
    خواهش می کنم،اشکال نداره.......
    موفق باشید
    یاعلی
    ترجمه خطبه 109 (قسمت چهارم) :
    خطر عشق و وابستگی های دروغین

    منتظر حضورتان هستیم
  • چفیه و پلاک
  • گذشت جمعه ای ولی دعای مانگرفت.

    دعای ما نه،بگو ادعای مانگرفت.

    اگر به یاد تو بودم چرا دلم نشکست.

    چرا غروب رسید و صدای ما نگرفت.
    ●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●●

    اللًّهُـ‗_‗ـمَ صَّـ‗_‗ـلِ عَـ‗_‗ـلَى مُحَمَّـ‗_‗ـدٍ وَ آلِ مُحَمَّـ‗_‗ـَد و عَجِّـ‗_‗ـلّ فَّرَجَهُـ‗_‗ـم

    ●●●▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬ஜ۩۞۩ஜ▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬●●
  • یک دختر زهرایی
  • سلام ممنونم از نظرتون من به روزم بیاید نظر یادتون نره
  • محمدرضا شیخی
  • سلام داداش رضا.این چه حرفیه میزنی؟من باید شرمنده شما باشم چون شما همیشه فعال هستید اما من خیلی وقته به شما سر نزده بودم.

    جریان عملیات غرور آفرین مرصاد رو هروقت خوندم واقعا لذت بردم
    سلام
    وبلاگ خوبتون لینک شد
    سلام بزرگوار ممنون از حضورتون
    از اینکه دیر سر میزنم شرمنده....
    با افتخار لینک میشید...
    یا حق
  • کرمانشـاه گهواره تمـدن/میلاد
  • گنجشک به خدا گفت :
    لانه ی کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم، سرپناه بی کسی، طوفان تو آن را ازمن گرفت کجای دنیای تو را گرفته بود؟؟
    خدا گفت:
    ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی!
    چه بسیار بلاها که از تو به واسطه ی حکمتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی!
    ==================================
    *جاذبه های دیدنی کرمانشـاه*:
    طاق بستان-بیستون-بازارسنتی کرمانشاه-تکیه معاون الملک-تکیه بیگلربیگی-باغ پرندگان کرمانشاه-باغ گلها کرمانشاه-پارک کوهستان-سراب نیلوفر-غارقوری قلعه کرمانشاه بزرگترین غارآبی آسیا-معبد آناهیتا و.....
    *سوغات کرمانشـاه:
    نان برنجی-نان خرمایی-کاک-روغن کرمانشاهی-بژی و.....
    اینم آدرس وبلاگ دیگمه:kermanshah29.blogfa.com
  • گنجینه گمشده
  • می خواهم از خدا به دعا صد هزار جان
    تا صد هزار بار بمیرم برای تو



    الهم عجل لولیک الفرج به حق حضرت زینب
  • چفیه و پلاک
  • سلام علیکم
    ممنونم از حضور شما
    تشکر از بابت لینک وب بنده حقیر
    شما هم با افتخار لینک شدید ..
    لطفا هم ما را هم با نام چفیه و پلاک لینک بفرمایید ..
    التماس دعا...یا علی مدد
  • ما شیعه نیستیم(انصارالزهرا سلام الله علی
  • سلام
    مطلب خیلی خوبی بود و من هم بخشی از اون رو خوندم
    پیشنهاد میکنم مطالب رو کوتاه تر بنویسید البته در صورت تمایل...
    التماس دعا
    زهرایی باشید
  • نوشته های یک پسر قمی
  • سلام.
    شما هم لینک شدید

    موفق باشید
    ..................
    ...........................
    ....................................
    .............................................
    ......................................................
    ..............اللهم عجل لولیک الفرج............
    ......................................................
    .............................................
    ....................................
    ...........................
    .................




    ان شاالله موفق و پاینده باشین

    التماس دعا
  • همراه آسمانی
  • روزی به مرحوم آیت الله بهجت ره گفتند:

    کتابی در زمینه ی اخلاق معرفی کنید. فرمودند:لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافیست که بدانی"خدا می بیند"!
    سلام. مطالبتون درمورد شهدا عالی هستند.
  • صیانه (بصیرت اندیشی)
  • ممنونم از حظورتون
    لینک شدید
    یاعلی مدد
  • پایگاه ارزشی انقلابی
  • سلام همسنگر
    مطلب جدیدی به نام شکوه اسلام نوشتم
    و دلیل دیر بروز شدن وبلاگ را هم در این مطلب عرض کردم
    اگر مایل بودید یه سری به ما بزنید
    درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند . . .
  • بانوی پاییزی
  • ♥•٠·˙
    آیه الله جوادی آملی:
    • هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمیشود، مگر به وساطت مقام امام هشتم؛
    • هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمیشود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا(ع)؛
    • و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مَرضی بار نمی‌یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا!

    ✔ او نه چون به مقام رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است! بلکه چون دیگران را به این مقام می‌رساند، ملقّب به رضا شد.

    اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلّی است.
    • اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد؛ چه بداند، چه نداند به برکت امام رضا(ع) است.
    • اگر فرزندی کوشید، رضای پدر و مادر را فراهم کرد؛ چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا(ع) است...

    ┘◄ آقا جان .... !! ما را دریاب . . .

    سلام
    ممنون از حضورتون
    یا مهدی
    جنایاتشون فراموش نشدنی است!!!!
    مجید نذر امام حسین(ع)
    خاطره ای از مجید کشکولی به زبان مادرش
    شب اربعین حسینی بود.نذری درست کرده بودم قرار بود برای پخش نذری مجید هم بیاد کمک کارم بشه اما از مجید خبری نبود.شب اربعین به صبح رسید و بازم از مجید خبری نشد.خیلی بی تاب شده بودم .می دونستم خبری شده.روز اربعین شروع به تقسیم نذری کردم و همچنان چشم به راه مجید بودم.تا اینکه باز برادران سپاه اومدن و خبر شهادت پسر دیگرمجید رو آوردن و گفتن که مجید به درجه ی رفیع شهادت نائل شده . من هم صلوات فرستادم و ار این خبر استقلال کردم. همرزماش گفتن که مجید به قصد دیدار امام از جبهه ی چنگوله عازم ایلام بوده که در بین راه توسط گروه فرسان(گروهی از منافقین که پس ازبه شهادت رساندن هر نفر یک گوش او را می بریدند تا در قبال آن جایزه دریافت کنند)کمین خورده و به شهادت رسیده فهمیدم که امام حسین نذرم را قبول کرده.در این درگیری علاوه بر مجید کشکولی شهید مجید رحیمی از بچه های ملکشاهی نیز به شهادت رسیدند.*
    بسم رب اشهدا..


    سلام............ممنون از قدم رنجتان..........

    مطالب بسیار جالبی دارید.....موفق باشید....
    خطبه 199 نهج البلاغه

    (این سخنرانی در آستانه ی یکی از جنگ ها ایراد شد)

    مردم!(خواندن و اقمه ی) نماز را بر عهده گیرید، و آن را حفظ کنید، زیاد نماز بخوانید، و با نماز خود را به خدا نزدیک کنید. « نماز دستوری است که در وقت های خاص بر مومنان واجب گردیده است»

    آیا به پاسخ دوزخیان گوش فرا نمی دهید، آن هنگام که از آنها پرسیدند:

    چه چیز شما را به دوزخ کشانده است؟ گفتند: « ما از نمازگزاران نبودیم» همانا نماز، گناهان را چونان برگ های پاییزی فرو می ریزد، و غُل و زنجیر گناهان را از گردن ها می گشاید، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلّم) نماز را به چشمه ی آب گرمی که بر درِ سرای مردی جریان داشته باشد، تشبیه کرد، اگر روزی پنج بار خود را در آن شستشو دهد، هرگز چرک و آلودگی در بدن او نماند. همانا کسانی از مومنان حق نماز را شناختند که زیور دنیا از نماز بازشان ندارد، و روشنایی چشمشان یعنی اموال و فرزندان مانع نمازشان نشود.

    خدای سبحان می فرماید: « مردانی هستند که تجارت و خرید و فروش، آنان را از یاد خدا، و برپاداشتن نماز، و پرداخت زکات باز نمی دارد»

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) پس از بشارت به بهشت، خود را در نماز خواندن به زحمت می انداخت، زیرا خداوند به او فرمود: « خانواده ی خویش را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شکیبا باش» پس پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) پی در پی خانواده خود را به نماز فرمان می داد، و خود نیز در انجام نماز شکیبا بود.

    -------------
    سلام و ادب
    سپاس بهم سر زدید
    موفق باشی
    در پناه الله
    آقا بیا به خاطر یاران ظهور کن
    ما را از این هوای سراسیمه دور کن
    وقتی برای بدرقه ی عشق می روی
    از کوچه های خلوت ما هم عبور کن
  • چفیه و پلاک
  • سلام علیکم
    عیدتون مبارک
    اگربا تبادل لینک موافقید لطفا خبرم کنید ..
    وبلاگ ارزشمندی درید ...
    التماس دعا ...یا علی مدد
    ترجمه خطبه 109 (قسمت سوم) :
    نعمتهاى خداوند و سوء استفاده ها

    منتظر حضورتان هستم
    سلام به عنوان کار فرهنگی و به خاطر کیفیت وبلاگتون وظیفه ما ایجاب میکنه لینکتون کنیم . اگر وقت کردید خوشحال میشیم به ما هم سر بزنید و اگه احساس کردید مطالبمون به درد میخوره لینکمون کنین ، یا نقدمون کنین .
    منتظرتون میمونیم .
    سلام دوست من .
    ممنون از حضورتون
    مطلبتون هم زیبا بود
    موفق باشید
  • ❃جمـــــلات زیـبـای آخـــــرین یـــــار❃
  • سلام با افتخار لینک شدید
  • محمدرضا شیخی
  • سلام داداش را.شرمندتم به قرآن.درسته مدتها بهت سر نزدم اما خداوکیلی اینطور نیست که فراموشت کنم.به خدا اوضاع اینترنتم افتضاحه.تازه خیر سرشون تازه آنتن ایرانسل تو محله مون زدن.خداوکیلی از دست ما ناراحتی؟بی تعارف بگو.ان شاءالله که حلالم میکنی.حالا سیستم افتضاح بلاگفا رو هم بهش اضافه کن که در سرعت پایین کلا قاطی میکنه
  • به یاد شهدای گمنام
  • بر میوه ی بهشت دگر لب نمیزنند

    آنان که طعم تربتتان را چشیده اند

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و العن اعدائهم اجمعین
  • امام نقی(ع)
  • سلام به شمابزرگوار........ممنون ازحضورتون
    ماخیلی وقت پیش شمارولینک کردیم بهتون هم اطلاع دادم،دیدم چیزی نگفتین فکرکردم شایدمایل نباشین این شدکه لینک روحذف کردم........
    الان باافتخارلینک شدید
    موفق باشید
    یاعلی
  • ▂▃▅▆▇█چـــــــــــــادرخاکی █▇▆▅▃▂
  • امام رضا علیه‏ السلام:

    «اِنّا اَهلُ بَیْتٍ نَرى وَعدَنا عَلَینا دَینا کَما صَنَعَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه ‏و‏آله»

    ما اهل بیت، وعده‏هاى خود را براى خودمان، بدهى و دِین حساب مى‏کنیم، چنانکه رسول اکرم صلى‏الله‏علیه ‏و‏آله چنین مى‏کردند.
    تحف العقول، ص 446
  • قطره ی بارون
  • مادرم گاهی از اون اتفاق برامون تعریف می کرد
    اینکه چقدر منافقین جنایت کردن و اینکه
    چه بلاهایی سر سپاهیا آورده بودن
    امروز دیگه حرفی زده نمیشه
    قابل توجه اینکه :
    جنایتهای منافقا خیلی شبیه جنایات الانه گروهک داعش



    اگر اتم این همه انرژی دارد ،
    هیهات انرژی نهفته در انسان !
    چه بگویم ؟ از این شعله حقیر آگاهی در انسان !
    اگر روزی این شعله حقیر شعله ور گردد
    بی تردید سرچشمه لایزال انرژی و نور خواهد بود.


    سلام علیکم...
    زیبا بود مانند همیشه
    موفق باشید
    خداقوت!
    التماس دعای فرج
    یاحق
    سلام آقای نعمتی عزیز
    ممنون از حضور گرمتون
    وبلاگت ارزشی شما واقعا جای تقدیر داره!!
  • دریـــــــــغ ازیک جوابــــ♦ـ♦ــ
  • مهدی عج الله: اِنُّ اللهَ مَعَنا فلافاقَةَ بِنا الی غَیرِهِ، والحَقُّ معنا فَلَن یوحِشنامَن
    قَغَدَعَنّا ..

    ((خدا باماست ونیازمنددیگری نیستیم، وحق باماست وباکی نداریم که کسی از ماروی بگرداند.))



    [̲̅س̲̅][̲̅ل̲̅][̲̅ا̲̅][̲̅م̲̅]
    ظهرتون بخیر
    خسته نباشید
    با روایتی جالب بنام" ✿پیامبرصلی الله علیه وآله وامامزمان عج الله✿" درصحاح ششگانه اهلسنت ، منتظر هستم تا حضور ارزنده ی تان را در وبلاگ حقیر به تماشا بنشینم.
  • دختریه جانباز
  • یادتان نرود این ایده حسین (ع) بود ،شهادت ،بهترین تبلیغ خداست!
  • قطره ی بارون
  • سلام
    ممنون ولی
    من به وب شما سر میزنم
    شما جزو لینکای من هستید
    تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق،
    که نامی خوش‌تر از اینت ندانم.
    وگر – هر لحظه – رنگی تازه گیری،
    به غیر از زهر شیرینت نخوانم.
    تو زهری، زهر گرم سینه‌سوزی،
    تو شیرینی، که شور هستی از توست.
    شراب جام خورشیدی، که جان را
    نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست.
    بسی گفتند: – «دل از عشق برگیر!
    که: نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
    ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
    که او زهر است، اما … نوشداروست!
    چه غم دارم که این زهر تب‌آلود،
    تنم را در جدایی می‌گدازد

    سلام وب زیبایی دارید .به وب من هم سربزنید.
    اگربا تبادل لینک موافقی خبرم کن.
  • مظهرزیبایی
  • خدا قوت ...
    امام حسن مجتبى علیه السلام : کسى که در دلش هوایى جز خشنودى خدا خطور نکند ، من ضمانت مى کنم که خداوند دعایش را مستجاب کند .

    (کافى، ج2، ص62، ح11)

    بروزم ... التماس دعای خالصانه برای فرج ...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">